-
قدردانی صدراعظم اتریش از انتشار یک کتاب درباره ایران
دفتر صدراعظم فدرال اتریش با ارسال نامهای رسمی، از انتشار و ارسال کتاب «ایرانیشناسان اتریشی» که با مقدمه نصرتالله رستگار منتشر شده است، تشکر کرد.
-
کتاب «سیره پیغمبر(ص) و اخبار خلفا» رونمایی میشود
آیین رونمایی از کتاب «سیره پیغمبر(ص) و اخبار خلفا» با حضور دکتر رسول جعفریان یکشنبه ۳۰ آذرماه در دانشگاه بین المللی مذاهب اسلامی برگزار می شود
-
مجموعه پندگفتارهای معرفتی و تربیتی سیدحسن نصرالله رونمایی شد؛
«امینالقلب» را چند بار بخوانید!
کتاب «امینالقلب»، مجموعهای از پندگفتارهای معرفتی و تربیتی عارف مجاهد سیدحسن نصرالله در سالن کوثر دانشکده رسانه خبرگزاری فارس رونمایی شد.
-
رمان نویسنده حوزوی به چاپ ۴۵ رسید
رمان «مرا با خودت ببر» نوشته حجت الاسلام مظفر سالاری، که در عرصه ادبیات دینی و تاریخی مورد توجه ویژهای قرار گرفته، به چاپ ۴۵ رسیده و همچنان در میان خوانندگان پرطرفدار است.
-
موج جدیدی از بایکوت نویسندگان حامی فلسطین در غرب
در حالی که مردم جهان در یک بزنگاه تاریخی در کنار مردم غزه ایستاده و جنایتهای رژیم صهیونیستی را زیر سؤال میبرند، لابیهای رژیم صهیونیستی تلاش دارند مانع رساندن صدای مردم فلسطین در تریبونهای رسمی شوند.
-
آمریکا و "مرگ تدریجی یک رؤیا"
کتاب "مرگ تدریجی یک رؤیا" تلاش دارد به بررسی ظواهر فروپاشی هیمنه آمریکا و پدیدار شدن ضعف آن در ابعاد مختلف بپردازد؛ امری که نظریهپردازان آمریکایی از آن با عنوان "افول موریانهای" تعبیر میکنند.
-
چند دقیقه با کتاب «همیشه جهادگر» / ۲۹۰
تلفنی که رئیس بانک ملی را به لرزه انداخت
شهید بهشتی همان جا به رئیس بانک ملی زنگ زدند. احساس میکردم که رئیس بانک پشت تلفن میلرزد! شهید بهشتی آمرانه صحبت میکردند که شرایط کشور را درک نمیکنید؟ چرا در انجام این کار تأخیر کردید؟
-
چند دقیقه با کتاب «همنفس احمد» / ۲۸۹
یک ماه و نیم زندگی با زهرا در آمبولانس!
ماجرای اتراق شبانه در روستایی در جاده گاران را برایش تعریف کردم، زهرا آماده بود با یک نارنجک خودش و عدهای از ضد انقلاب را منفجر کند. احمد سرش را به یک طرف کج کرده بود و با دقت به حرفهای من گوش کرد.
-
رونمایی از «کی بود کی نبود» با صدای ثریا قاسمی
کتاب صوتی و موزیکال «کی بود کی نبود» با صدای ثریا قاسمی و تنبکنوازی پژمان حدادی رونمایی میشود.
-
چند دقیقه با کتاب «هفت روز دیگر»/ ۲۸۱
شوخیهای بانمک یک «سالخورده»! + عکس
شوخیهای ما با هم خیلی زود شروع شد. یکی از شوخیهایمان بوسیدن دست او بود. وقتی که حواسش نبود یا اگر من حواسم نبود، از پشت میآمد و دستم را یکهو میگرفت و سعی میکرد ببوسد...
-
چند دقیقه با کتاب «معبد زیرزمینی»/ ۲۸۰
با یک شورت شبیه مجسمههای گلی شدیم!
هنوز عرق میکردیم. هنوز با یک شورت شبیه مجسمههای گلی میشدیم، اما کمتر احساس خفگی میکردیم. نزدیک ظهر، موتور برق خاموش شد و دیگر هوایی نبود. هیچکدام نمیدانستیم چه خبر شده.
-
چند دقیقه با کتاب «إلی...»/ ۲۷۶
شهیدی که مادرش هم بعد از او شهید شد!
شهدای بلیک هم مثل شهدای بیروت داخل ساختماناند و از این جهت وضعشان از شهدای ما بهتر است. چرخی بین عکسها میزنم. فادیا شهید احسان اللقیس را معرفی میکنند که طهرانی مقدم لبنان بوده و...
-
چند دقیقه با کتاب «تو عاشق شدی»/ ۲۷۳
چشم مصنوعیام وقت و بیوقت از حدقه درمیآمد! + عکس
ظر جراح این بود که زیر پلک را جراحی کنند. برای گرفتن نوبت عمل، به بیمارستان بوعلی در دروازه شمیران رفتم. تعداد زیادی بیمار در نوبت بودند و منشی مشغول صحبت تلفنی درباره بافتنی با دوستش بود.
-
چند دقیقه با کتاب «لبخندی به معبر آسمان»/ ۲۷۲
نظر آیتالله خامنهای درباره اصابت کلنگ به پای یک رزمنده!
یک شب جمعه در ماه رمضان، بچههای کادر لشکر افطار مهمان رئیسجمهور شدند. آنجا پس از صحبتهای دوستانه و خودمانی، نماز جماعت خواندیم و در کنار ایشان افطار کردیم...
-
تاریخ فشرده جنگ چاپ شد
کتاب «تاریخ فشرده جنگ؛ از شکارچی-خوراکجویان تا ابرقدرتهای هستهای» نوشته گوئین دایر با ترجمه سهند سلطاندوست توسط نشر مرکز منتشر و راهی بازار نشر شد.
-
چند دقیقه با کتاب «خیلی محرمانه»/ ۲۵۲
متهم ردیف اول قتلهای زنجیرهای نگذاشت در تهران بمانم!
میخواستند مسئله را امنیتی کنند. به همین خاطر من را هم مجبور میکردند گزارشی علیه آقای منفرد بنویسم. وقتی جو را دیدم با اینکه تمایل داشتم در تهران بمانم، با خود آقا امیر صحبت کردم.
-
کدام نویسندگان در سال ۲۰۲۴ دنیای ادبیات را ترک کردند؟
ادبیات جهان در سال ۲۰۲۴ شاهد از دست دادن چهرههای بزرگی بود که هر یک با قلم خود تأثیری عمیق بر هنر و فرهنگ گذاشته بودند.
-
چند دقیقه با کتاب «بیگانه با ترس» / ۲۳۷
سختگیریهای خلبان ارتش برای تربیت دختر! + عکس
بله، یادش به خیر وقتی دیگر بزرگ شده بودم و برای ورزش به باشگاه میرفتم میگفت دیر خانه نیا! اگر به شب کشید، دیگر نیا! همان بیرون بمان. حتی پیش آمد که سر این ماجرا من را بزند! فقط هم من را میزد.
-
چند دقیقه با کتاب «مگر چشم تو دریاست» / ۲۳۵
خانواده آیتالله خامنهای روی فرشهای بدون پرز!
روی فرشی نشسته بودیم که پرزهایش رفته بود. مادرم یک مقدار روی این فرش ناراحت بود و جا به جا میشد. خانم آقا فهمید گفت این فرش جهیزیه من است و سر صحبت باز شد: «من دختر یکی از تجار فرش فروش مشهد هستم...»
-
چند دقیقه با کتاب «من شیرین ابوعاقله هستم» / ۲۳۱
ماگ شهید «شیرین» با عکس خرس!
وقتی شیرین برای انجام کارهای گزارشش پشت میز ناهارخوری مینشست، پدربزرگ مرحومم در ماگ دلخواه «شیرین» که عکس یک خرس در حال ماهیگیری روی آن بود برایش نسکافه درست میکرد و روی میز میگذاشت.
-
چند دقیقه با کتاب «عایده» / ۲۲۴
جوان لبنانی و درخواست کفن مشهدی!
میدانست که من هم مثل خودش بستنی دوست دارم. یک دفعه بالحن جدی گفت: «عایده، با این پول برای من کفن هم بگیر و به ضریح امام رضا تبرکش کن!»... گفتم: ان شاء الله...
-
چند دقیقه با کتاب «لب خط» / ۲۲۱
ننه و عمه مسئول مخابرات به منطقه نظامی آمدند!
آن زمان پادگان امام حسین برنامه خوبی را شروع کرده بود؛ به پیشنهاد و هماهنگی آقای شیبانی برنامه سفر گذاشته بودند و به تدریج خانواده پاسدارها را میبردند مشهد، یا جبهه جنوب و غرب.
-
چند دقیقه با کتاب «موسای قوم زرگر» / ۲۰۸
دکتری که مانع قطع دست آیتالله خامنهای شد! + عکس
از زمانی که ترورها آغاز شد پدر درگیر کارهای تخصصی و پزشکی بود. اول از همه ترور آقای هاشمی رفسنجانی انجام شد که من و پدرم سریعا در بیمارستان حاضر شدیم.
-
چند دقیقه با کتاب «آخرین اسکادران» / ۲۰۷
خوشرقصی خلبان ارتشی برای عراقیها! + عکس
با قطعی شدن فرار مرادی به عراق و پناهنده شدن وی از معاونت عملیات نیرو خطاب به همه گردانهای عملیاتی "١٤-F" دستوری ابلاغ شد که در درگیریهای هوا به هوا، در پرتاب موشک فینیکس دقت فراوان به خرج دهند...
-
چند دقیقه با کتاب «در کوچههای خرمشهر» / ۲۰۶
دفن شهناز در شرایط سخت + عکس
مادرم از درون اشک میریخت. ساعت یازده و نیم صبح بود جنازه شهناز را به بهشت شهدا بردیم. مادرم اصرار داشت که جنازه را به اهواز ببریم. اما بچهها میگفتند که شهید مال ماست و بهتر است همینجا دفنش کنیم.
-
چند دقیقه با کتاب «ایوب بلندی» / ۲۰۴
نازکشی همسر جانباز برای بستری شوهرش!
چقدر ناز آدمهای مختلف را سر بستری کردنهای ایوب کشیده بودم و نگذاشته بودم متوجه شود. هر مسئولی را گیر میآوردم، برایش توضیح میدادم که نوع بیماری ایوب با بیماران روانی متفاوت است.
-
چند دقیقه با کتاب «اول ابراهیم شو» / ۱۹۸
چند نیروی شناسایی در آتش سوختند!
یک راکت به چادر نیروهای اطلاعات خورد و چند نیروی زبده شناسایی در آتش سوختند. راکتی دیگر به ماشین تدارکات گردان خورد و حسن مسرور و حمیدرضا پورزرگر هم تکهتکه شدند. رمهها هم جان سالم به در نبردند.
-
«رهنامه نبرد نرم» راهی بازار نشر شد
در کتاب «رهنامه نبرد نرم» که بهتازگی از سوی «انتشارات روزنامه جوان» به زیور طبع آراستهشده است، بیانات رهبر معظم انقلاباسلامی درباره جنگ نرم گردآوری و تدوین گردیده است. این اثر به قلم دکتر «محمدجواد اخوان» مدرس دانشگاه و مدیرمسئول روزنامه جوان است
-
خاطرات دیپلمات آمریکایی از ملی شدن نفت تا کودتا ۲۸ مرداد!
«خاطرات جان استوتسمن دیپلمات آمریکایی دوره ملی شدن نفت در تهران» به کوشش ویلیام بِر منتشر شد.
-
پیادهروی اربعین در آثار نویسندگان معاصر
از جمله حرکتهای مردمی، پیادهروی اربعین است که خود تاریخچه پرفراز و نشیبی دارد و اکنون به یکی از نمادهای فرهنگ عاشورا در ایران و جهان تبدیل شده است.