کد خبر 1825020
تاریخ انتشار: ۲۰ تیر ۱۴۰۵ - ۱۵:۲۶
حسینیه امام

«تورق» گزارش بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه KHAMENEI.IR در «تورق» صفحات ۴۳۵ تا ۴۳۸ جلد اول از کتاب «برای تاریخ می‌گویم؛ خاطرات محسن رفیق‌دوست» ماجرای ساخت این حسینیه را بازخوانی کرده است.

سرویس جهاد و مقاومت مشرق- این کتاب در سال ۱۳۹۷، توسط انتشارات سوره مهر و به کوشش سعید علامیان منتشر شده است.

حسینیه‌ای برای امام شهید


یکبار امام شهید با اشاره به تشریفات برخی حکومت‌های مدعی، گفته بودند: «اما در این‌جا ما روی زیلو می‌نشینیم و افتخار هم می‌کنیم. در این‌جا مسؤولان کشور - آنهایی که بتوانند - همّت و افتخارشان این است که خودشان را به زندگی مردم نزدیک کنند.»

حسینیه امام خمینی، یکی از نمادهای این اهتمام رهبر شهید بود. حسینیه‌ای که با دستور ایشان ساده ساخته شد و میعادگاه عاشقان بود. این روزها که حتی آن حسینیه نیز از کینه استکبار در امان نمانده است، ماجرای ساخت آن شنیدنی‌تر شده است.

[بعد از انتخابات پنجمین انتخابات ریاست جمهوری که بلافاصله بعد از انتخاب آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای به رهبری برگزار شد،] قرار بود که رهبری جایی پیدا کند و آقای هاشمی هم به محل ریاست‌جمهوری‌اش برود. نزدیکی محل ریاست‌جمهوری، ملکی بود. آقا مرا صدا کردند و گفتند: «اینجا را به قیمت مناسبی که صاحبش راضی باشد بخرید تا ما به آنجا برویم.» [...] کارشناس آوردیم و قیمت داد، ولی آن‌ها قیمت بالاتری گفتند که قبول کردیم. آن روز مجموعه ساختمان و متعلقاتش را به مبلغ ۱۲۰ میلیون تومان خریدیم که شاید حدود ۶ میلیون تومان گران خریدیم.

آنجا را تمیز کردیم. ملک چهار ساختمان داشت. یکی از ساختمان‌ها، که خیلی هم قدیمی بود، سالن بزرگی داشت که آنجا را برای آقا در نظر گرفتیم. [...] در کنار این ساختمان، زمینی به مساحت حدود دو هزار متر بود که شباهت به زمین ورزشگاه یا تعمیرگاه داشت. دور این زمین گچ ریخته بودند تا حسینیه‌ای برای آقا بسازند. بعد از اینکه آقا منتقل شدند، قرار شد آن حسینیه ساخته بشود؛ چون آقا هنوز برای سخنرانی‌ها و دیدار عمومی با مردم به ساختمان ریاست‌جمهوری می‌رفتند. [...]

برای ساخت حسینیه هم ابتدا چند مهندس وزارت مسکن نقشه‌ای تهیه کردند. آقا دیدند که اگر آن‌ها بخواهند بسازند، حالا حالاها طول می‌کشد. یک روز مرا صدا کردند و گفتند: «آنجا را زود بساز و من را از دست این‌ها نجات بده.» لباس کار پوشیدم و مهندس، معمار، بنا، لوله‌کش و ... را به آنجا بردم. از مهندس وزارت مسکن خواستم نقشه‌هایش را به من بدهد. ایشان فقط نقشه فونداسیون را داد و گفت: «ما گودبرداری را کرده‌ایم، بروید فونداسیون را بریزید و صفحه‌ها را هم کار بگذارید. بعد که این کار را کردید، بگویید بیایم ببینم. اگر تأیید کردم، نقشۀ ستون را می‌دهم.» بچه‌های مهندسی سپاه آمدند و نقشه‌های ستون و سقف را هم کشیدیم. به‌سرعت، صفحه‌ها را گذاشتیم، ستون‌ها را هم عَلَم کردیم و تیرهای سقف را هم زدیم. داشتیم دیوارها را می‌چیدیم که آقای مهندس آمد تا مثلاً صفحه‌گذاری را تأیید کند. وقتی چشمش به ساختمان افتاد گفت: «من را مسخره کردی؟» گفتم: «تو ما را مسخره کردی.»

کل مدتی که حسینیه را با همه آن نمای آجر سه‌سانت ساختم، ۶۱ روز طول کشید؛ حتی بالکن هم زدیم. روز پنجم یا ششم کار بود که آقا مرا صدا کردند و گفتند که از ده شب تا شش صبح حق نداری کار کنی؛ مردم منطقه ناراحت می‌شوند. اگر این نهی را نمی‌کردند، زودتر تمام می‌شد. اتفاقاً همان سال زلزله‌ای هم آمد. ساختمانی که ما ساخته بودیم اصلاً تکان نخورد.

[آقا] مرتب می‌آمدند و سر می‌زدند. ما می‌خواستیم دو تا کتیبه روبه‌روی هم و چند جای دیگر را کاشی کنیم، اما ایشان نگذاشتند. حتی یک کاشیکار پیدا کردیم که پول از ما نمی‌خواست. آقا گفتند نمی‌خواهد این کار را بکنید. اول گفتم فرش دستباف، ایشان موافقت نکردند. با فرش ماشینی هم موافقت نکردند [و گفتند باید صنایع دستی ایرانی باشد]. بعد این [زیلوها] را خودشان [از طریق سفارش به معاونت اشتغال و خودکفایی کمیته امداد] تهیه کردند، که هنوز هم هست.

[برای ساخت حسینیه] از مردم پول گرفتم. پول دولتی نبود و پول خودم هم نبود. [...] خرج زیادی هم نشد؛ ما با سی میلیون تومان حسینیه را ساختیم. [با خنده] به حالا نگاه نکنید، آن موقع ارزان بود. البته تأسیسات سرما و گرما را بعداً خود دفتر درست کرد و هزینه‌اش را داد.
۱) زیلو نوعی زیرانداز و کف‌پوش دست‌بافت است که از صنایع دستی ایران محسوب می‌شود و ماندگاری بالا دارد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس