به گزارش مشرق، این روزها انتقاد به شورایاری ها زیاد شده است تا آن جاکه یکی از اعضای شورای شهر تهران درخواست کرد در جلسه غیر علنی این موضوعات بررسی شود با مرتضی طلایی نایب رییس شورای شهر تهران در خصوص برخی ابهامات مطرح شده به گفتگو نشسته ایم که درپی می آید:
این روزها روزهای پرحاشیه ای برای شورایاری ها است از انتقاداتی که به کمیته انضباطی می شود تا جایی که درخواست شد در یکی از جلسات یکشنبه به مشکلات پیرامون ستاد شورایاری ها پرداخته شود، دلیل این حاشیه ها چیست؟
این موضوع ناشی از نشناختن محیط اجتماعی و فعالیت اجتماعی است. کسانی که با محیط جامعه آشنایی دارند و کار اجتماعی انجام می دهند یا فرهنگ عمومی را میشناسند، میدانند که جامعه ما مشارکتپذیر نیست و اصولا، فردمحور است، این فرهنگ و یک خصلت است. ساختارهای اجتماعی ما هیچ کدام مشارکتپذیر نیستند و همه دستگاهمحور و قدرتمحور هستند.
تنها نهاد اجتماعی که در این فضا و در وسعتی به مقیاس محلات و با یک خانواده ۵ هزار نفری کار میکند، مجموعه شورایاریهاست که بخشی از این حضور به خصلت کار اجتماعی برمیگردد و ما نباید نسبت به آن واکنش و حساسیت داشته باشیم. با کمال تاسف و علیرغم همه آموزههای دینی، اخلاقی و اجتماعی و فلسفه و اصل شکلگیری این نهاد که خدمتگزار مردم است، واقعیت این است که این مجموعه هم متأثر از رفتارهای داخل جامعه است که همه چیز را حتی خواب و خورد و خوراک (!) را هم سیاسی کردهایم؛ این نهاد هم متأثر از این فضاها است.
دو آفت شورایاریها را تهدید می کند: یک؛ دسته بندیهای سیاسی و دو؛ مسائل محلی و داخلی و تبدیل شدن به گروههای یک و دو، دو و سه، سه و چهار، دو و پنج نفر و... این یک آفت است که شورایاریهای ما را تهدید میکند. طبیعی است که در چنین فضایی، پیش آمدن حرف و حدیثها هم یک امر طبیعی باشد، اما حالا ما چه کار باید بکنیم!؟ خیلی جالب است که همین دو موردی که در حال حاضر با آنها همکاری میکنیم، خودمان انجام کاری را به آنها واگذار کردهایم. ما فقط اینجا به عنوان یک ناظر، یک قانون جلویمان گذاشتیم و گفتیم خودتان را با این قانون مطابقت بدهید. اگر در این زمینه بیشتر تحقیق کنید، میبینید بین آنچه که در واقعیت هست و آن چه که از بیرون دیده میشود، چقدر تفاوت وجود دارد.
ماجرای کمیته انضباطی که تشکیل شده چیست؟
در متن نهایی مصوبات شورایاریها در تبصره ۲ آمده است؛ کسانی که سابقه ۵ سال فعالیت مذهبی، فرهنگی، اجتماعی، صنفی و محلی غیر از محل سکونت خود دارند، به تشخیص ستاد از بند ۳ مستثنی هستند. بند ۳ به داشتن حداقل یک سال سابقه سکونت برای داوطلب عضویت در شورایاریها اشاره میکند. این تبصره قانونی وجود داشته است و ما باید این بند را زمان برگزاری انتخابات چهارمین دوره شورایاری ها، اجرا می کردیم. آن زمان بررسی ها انجام شد و نشانی محل سکونت حدود ۲ هزار داوطلب با شرایط و قانون مطابقت نداشت، لذا از نظر هیات اجرایی شرایط شرکت در انتخابات را نداشتند. در آن زمان هیات نظارت پیشنهاد داد چون مشخص نیست کدام یک از این افراد رای می آورند لذا توافق شد در انتخابات شرکت کنند و در صورتی که رای آوردند، در محل ساکن شوند و به این ترتیب همه آمدند و در انتخابات شرکت کردند.
بعد از اینکه انتخابات تمام شد، به یک جامعه ۳۵۰۰ نفری رسیدیم که تعدادی از این جمعیت، غیرساکن هستند و برحسب قانون، نباید میآمدند ولی وارد شده اند. اینها نه سابقه فرهنگی، نه سابقه مذهبی و نه سابقه اجتماعی و سابقه صنفی داشتند و هم اینکه شورایار دوره قبل نبودهاند! وظیفه ما این است که این بند را تطبیق بدهیم و باید برای آن تصمیم گیری کنیم. اجرای این کار به خودی خود وقتی به آن ورود پیدا میکنید، حاشیه، حساسیت و حرف و حدیث دارد. چون ذینفعان نگران میشوند و شروع میکنند به حرف زدن. اما چرا ما باید حرف افراد را به سادگی ملاک قرار دهیم؟ کدام مرجع قانونی، شرعی و عرفی میگوید به صرف شنیدن به قضاوت بپردازید؟
در تبصره ۴ قانون شورایاری ها آمده «اعضای شورایاریها باید در محدوده محل نمایندگی خود سکونت یا اشتغال داشته باشند. » و «تغییر محل سکونت هر یک از اعضای شورایاریها به خارج از محدوده محل، موجب سلب عضویت خواهد شد.» این عین قانون است. اینجا یک بند دیگر میگوید: «کلیه کارکنان شهرداری اعم از مرکز، مناطق، نواحی، موسسات و شرکتهای وابسته به آن در منطقه یا محلهای که شاغل هستند، نمیتوانند داوطلب بشوند.» این هم عین قانون است. البته فضای کار سیاسی میگوید کاری به این مسائل نداشته باش و همین طور برو جلو!
این آیین نامه را ۵ عضو ستاد هماهنگی شورایاری ها که از اعضای شورای اسلامی شهر هستند هم امضا کرده اند در صورتیکه اگر موردی وجود داشت، می توانستند به این بندها اعتراض کنند و آن را امضا نکنند. پس زمانی که آیین نامه تصویب شده است باید آیین نامه را اجرا بکنیم! برحسب اساسنامه، باید یک کمیته انضباطی برای رسیدگی به امور تشکیل شود که اعضا نیز در آن تعیین شده است. دو نفر از ستاد هماهنگی، یک عضو شورای اسلامی شهر که مسئول پهنه است. نماینده عضو ستاد، یک نفر کارشناس حقوقی از بیرون مجموعه و دبیر منطقه. این ترکیب سه به دو اعضایی هستند که اینجا مینشینند و به این موضوع رسیدگی می کنند که البته مصادیق تخلف هم روشن و شفاف است.
این آیین نامهها چه زمانی تصویب شده؟
این آییننامه ها در سال گذشته به تصویب رسیده است.
چرادر حال حاضر اجرا میشود؟
آیین نامه ها از زمان تصویب نهایی اجرا شده اند.
پس چرا الان اعتراض ها افزایش پیدا کرده است؟
این حساسیت، به خاطر افرادی است که با این شرایط تطبیق داده نمیشوند اما می خواهند بمانند و برای اینکه بمانند به هر شیوه ای دست میزنند.
ماجرای پیامک هایی که به کاندیداهایی که رای نیاورده اند، زده شده، چیست؟
بعد از برگزاری انتخابات با دو دسته از افراد روبرو شدیم. نخست شورایارهایی که در دوره های قبل بودند و رای نیاوردند و دوم بقیه داوطلبانی که رای نیاوردند.
همان زمان اعلام کردیم که مجمع ادوار شورایاریها را تشکیل میدهیم تا از شورایاری هایی که رای نیاوردند استفاده و کمک فکری بگیریم. اینها سرمایه شهر هستند و می توانند به محله ها کمک بکنند.
موضوعی که آقای صابری در شورا سوال کردند، این است که ستاد سه ماه قبل به این داوطلبان پیامک داد که اگر تمایل دارید در امور محلتان کمک و همکاری داشته باشید، به ما اعلام کنید. تعدادی اعلام کردند که ما آمادگی داریم که همکاری کنیم اما به خاطر اینکه مصادف شد با سال آخر دوره شورای اسلامی شهر تهران مسکوت گذاشته شد، چون باز هم حرف و حاشیه ایجاد می کرد. ببینید! اگر بخواهیم با نگاه به فضای سیاسی کار بکنیم، نباید تکان بخوریم، چون یک روز این حادثه است، یک روز آن مساله است، یک روز این مناسبت است و ...
آن چه که همواره اعلام شده است، این است که اگر کسی مستندی یا سندی از تخلف از سوی ستاد دارد، آن سند را ارائه دهد تا ستاد تخلف شعبه به آن رسیدگی بکند. این موضوع به اطلاع همه اعضای شورای شهر هم رسانده شده، اما تاکنون مستنداتی ارائه نشده است.
متاسفانه شورای شهر تهران در معرض مسائل سیاسی قرار دارد و این یک واقعیت تلخ است. بدبختانه اصل بر این است که همه آدمها برای دستیابی به منافع سیاسی خودشان به دنبال کار سیاسی باشند. حتی آنهایی که یارگیری کردهاند. متأسفانه فضا اینگونه است که تو گویی اصل بر آن است که همه آنچنانند!
شنیده ایم که مسئولان ستاد را از نیروی نظامی انتخاب کرده اید؟
۹۰ درصد کسانی که در ستاد فعالیت می کنند از شورای شهر و شهرداری یا از بیرون به ستاد آمده اند. ضمن اینکه مهم نیست سرهنگ باشی یا حقوق دان، مهم آن است که در پای خدمت به مردم، منافع ملی و امنیت ملی و خدمت به کشور ثابتقدم باشید. من افتخار میکنم به نظامی بودنم. من با تمام سلولهای وجودم از اینکه یک روزی در کسوت پاسداری بودم و لباس مقدس پاسداری به تنم بوده به خود میبالم. ما عادت کردیم برای رضای خدا به همدیگر تهمت بزنیم، عادت کردیم برای رضای خدا به هم فحش بدهیم، عیبهایمان را فرافکنی کنیم، این شده برای ما یک امر مقدس. ما یک جمله جواب بیشتر نداریم که بگوییم. هر کس یک سندی دارد از اینکه هر کسی یک کاری کرده ارائه کند.
به نظر می رسد سه گروه سیاسی به دنبال استفاده از ظرفیت شورایاری ها در انتخاب بعدی شوراها هستند؟
تا این لحظه از این سه گروهی که فرمودید، جز یک گروه که در میدان عمل، گفتار و رفتار به دنبال استفاده کردن از شورایاری ها برای اهداف خودشان هستند، از گروه دیگری هنوز حرکتی ندیدم که بخواهند استفاده ای بکنند. این که دیگران بخواهند از ظرفیتهای اینچنینی برای فعالیت سیاسی استفاده کنند، طبیعی است. تمام افراد و گروههای سیاسی به طور طبیعی به دنبال استفاده از چنین فرصتهایی هستند. ما نمیتوانیم از حضورشان انتقاد کنیم.
در بحث برگزاری انتخابات شورایاریها، برخی دوستان حرف دیگری نداشتند که مطرح کنند و خودشان دست آخر، سربلند گفتند که ما قضاوت نادرستی کردیم و اینچنین نبود. مگر کسی به جرم اینکه در یک اداره کار کرده، میتواند زیر سئوال برود و هر نسبتی را هم به او بدهید!؟ این با کدام منطق و عقلانیت همخوان است؟ کدام ملاک در عرف دنیا به ما اجازه میدهد که اینگونه در مورد آدمها قضاوت کنیم؟ البته جز آدمهایی که دنبال بهرهبرداری از فضای سیاسی برای خودشان هستند... ما در مجموعه پلیس، یک اصل داشتیم و آن را به همکارانمان آموزش میدادیم. به آنها میگفتیم وقتی در محیطی قرار میگیرید که در آن یک اتفاق افتاده، مثلا تجمع شده، اعتراض شده ... فرق نمیکند قتل و سرقتی صورت گرفته- وقتی به آن محیط وارد میشوید، اولین آدمهایی که دور و بر شما میآیند و شروع به دادن اطلاعات میکنند، اولین مظنونهای شما هستند. چرا؟ چون اینها با آدرس انحرافی دادن، میخواهند پلیس را از رسیدن به علت اتفاق منحرف بکنند. با یک مثال عامیانهتر، میگفتیم دزد دارد میدود، میگوید دزد را بگیر!
امروز کسانی با جاروجنجال و هوچیگری فریاد بر میآورند که آقا! من نمیدانم سیاسیکاری چیست! اما کار سیاسی میکنند. اینها دنبال این هستند که از این مجموعه بهرهبرداری سیاسی کنند. هر کسی را که شما دیدی که دارد انگشت اتهام میزند بدون اینکه سندی برای اثبات اتهاماش داشته باشد، بدانید که این جزو همان دارودستهای است که میخواهد با این کار، ظرفیت شورایاریها را جهت نیل به اهداف سیاسی خود یا اهداف گروهی به کار بگیرد. یکی از مهمترین خطوط قرمز ستاد هماهنگی شورایاری ها، این است که به هیچ جریان و گروه و فردی اجازه بهرهبرداری از این ظرفیت را ندهیم. این ظرفیت متعلق به انتخابات نیست. ظرفیت شورایاریها، متعلق به انقلاب و نظام است. متعلق به ولایت است. متعلق به مردم و شهر است. متعلق به هیچ فرد و گروهی نیست و اجازه نخواهیم داد که مورد سوءاستفاده قرار بگیرد. البته این که افراد در شورایاریها، علاقهمند به گرایشهای سیاسی باشند، بد نیست. طبیعتا هم افراد متمایل به اصلاحطلبان حضور دارند و هم افراد متمایل به اصولگرایان و این طبیعی است چرا که آنها جزوی از مردم هستند. مگر من میتوانم اعضای شورایاریها را در غیر از قامت شورایار بودنشان، مورد بازخواست قرار بدهم و به آنها امر و نهی بکنم؟ بحث بنده، سوءاستفاده از ظرفیت شورایاریها برای منافع سیاسی است و نه تعلقخاطر سیاسی به یک گروه.
یک جمله به یادگاری برایتان میگویم: هیچ کسی نمیتواند روی دیوار شورایاریها یادگاری بنویسید! یا از قِبَل استفاده از نردبان شورایاریها به جایی برسد، چون شورایاریها بسیار بسیار زیرکتر، هوشمندتر و آگاهتر از این هستند که خودشان را ابزار دست افراد یا گروههای سیاسی کنند. من با شناختی که از شورایاریها دارم، میدانم که شورایاریها هوشمندانه عمل میکنند.
این روزها روزهای پرحاشیه ای برای شورایاری ها است از انتقاداتی که به کمیته انضباطی می شود تا جایی که درخواست شد در یکی از جلسات یکشنبه به مشکلات پیرامون ستاد شورایاری ها پرداخته شود، دلیل این حاشیه ها چیست؟
این موضوع ناشی از نشناختن محیط اجتماعی و فعالیت اجتماعی است. کسانی که با محیط جامعه آشنایی دارند و کار اجتماعی انجام می دهند یا فرهنگ عمومی را میشناسند، میدانند که جامعه ما مشارکتپذیر نیست و اصولا، فردمحور است، این فرهنگ و یک خصلت است. ساختارهای اجتماعی ما هیچ کدام مشارکتپذیر نیستند و همه دستگاهمحور و قدرتمحور هستند.
تنها نهاد اجتماعی که در این فضا و در وسعتی به مقیاس محلات و با یک خانواده ۵ هزار نفری کار میکند، مجموعه شورایاریهاست که بخشی از این حضور به خصلت کار اجتماعی برمیگردد و ما نباید نسبت به آن واکنش و حساسیت داشته باشیم. با کمال تاسف و علیرغم همه آموزههای دینی، اخلاقی و اجتماعی و فلسفه و اصل شکلگیری این نهاد که خدمتگزار مردم است، واقعیت این است که این مجموعه هم متأثر از رفتارهای داخل جامعه است که همه چیز را حتی خواب و خورد و خوراک (!) را هم سیاسی کردهایم؛ این نهاد هم متأثر از این فضاها است.
دو آفت شورایاریها را تهدید می کند: یک؛ دسته بندیهای سیاسی و دو؛ مسائل محلی و داخلی و تبدیل شدن به گروههای یک و دو، دو و سه، سه و چهار، دو و پنج نفر و... این یک آفت است که شورایاریهای ما را تهدید میکند. طبیعی است که در چنین فضایی، پیش آمدن حرف و حدیثها هم یک امر طبیعی باشد، اما حالا ما چه کار باید بکنیم!؟ خیلی جالب است که همین دو موردی که در حال حاضر با آنها همکاری میکنیم، خودمان انجام کاری را به آنها واگذار کردهایم. ما فقط اینجا به عنوان یک ناظر، یک قانون جلویمان گذاشتیم و گفتیم خودتان را با این قانون مطابقت بدهید. اگر در این زمینه بیشتر تحقیق کنید، میبینید بین آنچه که در واقعیت هست و آن چه که از بیرون دیده میشود، چقدر تفاوت وجود دارد.
ماجرای کمیته انضباطی که تشکیل شده چیست؟
در متن نهایی مصوبات شورایاریها در تبصره ۲ آمده است؛ کسانی که سابقه ۵ سال فعالیت مذهبی، فرهنگی، اجتماعی، صنفی و محلی غیر از محل سکونت خود دارند، به تشخیص ستاد از بند ۳ مستثنی هستند. بند ۳ به داشتن حداقل یک سال سابقه سکونت برای داوطلب عضویت در شورایاریها اشاره میکند. این تبصره قانونی وجود داشته است و ما باید این بند را زمان برگزاری انتخابات چهارمین دوره شورایاری ها، اجرا می کردیم. آن زمان بررسی ها انجام شد و نشانی محل سکونت حدود ۲ هزار داوطلب با شرایط و قانون مطابقت نداشت، لذا از نظر هیات اجرایی شرایط شرکت در انتخابات را نداشتند. در آن زمان هیات نظارت پیشنهاد داد چون مشخص نیست کدام یک از این افراد رای می آورند لذا توافق شد در انتخابات شرکت کنند و در صورتی که رای آوردند، در محل ساکن شوند و به این ترتیب همه آمدند و در انتخابات شرکت کردند.
بعد از اینکه انتخابات تمام شد، به یک جامعه ۳۵۰۰ نفری رسیدیم که تعدادی از این جمعیت، غیرساکن هستند و برحسب قانون، نباید میآمدند ولی وارد شده اند. اینها نه سابقه فرهنگی، نه سابقه مذهبی و نه سابقه اجتماعی و سابقه صنفی داشتند و هم اینکه شورایار دوره قبل نبودهاند! وظیفه ما این است که این بند را تطبیق بدهیم و باید برای آن تصمیم گیری کنیم. اجرای این کار به خودی خود وقتی به آن ورود پیدا میکنید، حاشیه، حساسیت و حرف و حدیث دارد. چون ذینفعان نگران میشوند و شروع میکنند به حرف زدن. اما چرا ما باید حرف افراد را به سادگی ملاک قرار دهیم؟ کدام مرجع قانونی، شرعی و عرفی میگوید به صرف شنیدن به قضاوت بپردازید؟
در تبصره ۴ قانون شورایاری ها آمده «اعضای شورایاریها باید در محدوده محل نمایندگی خود سکونت یا اشتغال داشته باشند. » و «تغییر محل سکونت هر یک از اعضای شورایاریها به خارج از محدوده محل، موجب سلب عضویت خواهد شد.» این عین قانون است. اینجا یک بند دیگر میگوید: «کلیه کارکنان شهرداری اعم از مرکز، مناطق، نواحی، موسسات و شرکتهای وابسته به آن در منطقه یا محلهای که شاغل هستند، نمیتوانند داوطلب بشوند.» این هم عین قانون است. البته فضای کار سیاسی میگوید کاری به این مسائل نداشته باش و همین طور برو جلو!
این آیین نامه را ۵ عضو ستاد هماهنگی شورایاری ها که از اعضای شورای اسلامی شهر هستند هم امضا کرده اند در صورتیکه اگر موردی وجود داشت، می توانستند به این بندها اعتراض کنند و آن را امضا نکنند. پس زمانی که آیین نامه تصویب شده است باید آیین نامه را اجرا بکنیم! برحسب اساسنامه، باید یک کمیته انضباطی برای رسیدگی به امور تشکیل شود که اعضا نیز در آن تعیین شده است. دو نفر از ستاد هماهنگی، یک عضو شورای اسلامی شهر که مسئول پهنه است. نماینده عضو ستاد، یک نفر کارشناس حقوقی از بیرون مجموعه و دبیر منطقه. این ترکیب سه به دو اعضایی هستند که اینجا مینشینند و به این موضوع رسیدگی می کنند که البته مصادیق تخلف هم روشن و شفاف است.
این آیین نامهها چه زمانی تصویب شده؟
این آییننامه ها در سال گذشته به تصویب رسیده است.
چرادر حال حاضر اجرا میشود؟
آیین نامه ها از زمان تصویب نهایی اجرا شده اند.
پس چرا الان اعتراض ها افزایش پیدا کرده است؟
این حساسیت، به خاطر افرادی است که با این شرایط تطبیق داده نمیشوند اما می خواهند بمانند و برای اینکه بمانند به هر شیوه ای دست میزنند.
ماجرای پیامک هایی که به کاندیداهایی که رای نیاورده اند، زده شده، چیست؟
بعد از برگزاری انتخابات با دو دسته از افراد روبرو شدیم. نخست شورایارهایی که در دوره های قبل بودند و رای نیاوردند و دوم بقیه داوطلبانی که رای نیاوردند.
همان زمان اعلام کردیم که مجمع ادوار شورایاریها را تشکیل میدهیم تا از شورایاری هایی که رای نیاوردند استفاده و کمک فکری بگیریم. اینها سرمایه شهر هستند و می توانند به محله ها کمک بکنند.
موضوعی که آقای صابری در شورا سوال کردند، این است که ستاد سه ماه قبل به این داوطلبان پیامک داد که اگر تمایل دارید در امور محلتان کمک و همکاری داشته باشید، به ما اعلام کنید. تعدادی اعلام کردند که ما آمادگی داریم که همکاری کنیم اما به خاطر اینکه مصادف شد با سال آخر دوره شورای اسلامی شهر تهران مسکوت گذاشته شد، چون باز هم حرف و حاشیه ایجاد می کرد. ببینید! اگر بخواهیم با نگاه به فضای سیاسی کار بکنیم، نباید تکان بخوریم، چون یک روز این حادثه است، یک روز آن مساله است، یک روز این مناسبت است و ...
آن چه که همواره اعلام شده است، این است که اگر کسی مستندی یا سندی از تخلف از سوی ستاد دارد، آن سند را ارائه دهد تا ستاد تخلف شعبه به آن رسیدگی بکند. این موضوع به اطلاع همه اعضای شورای شهر هم رسانده شده، اما تاکنون مستنداتی ارائه نشده است.
متاسفانه شورای شهر تهران در معرض مسائل سیاسی قرار دارد و این یک واقعیت تلخ است. بدبختانه اصل بر این است که همه آدمها برای دستیابی به منافع سیاسی خودشان به دنبال کار سیاسی باشند. حتی آنهایی که یارگیری کردهاند. متأسفانه فضا اینگونه است که تو گویی اصل بر آن است که همه آنچنانند!
شنیده ایم که مسئولان ستاد را از نیروی نظامی انتخاب کرده اید؟
۹۰ درصد کسانی که در ستاد فعالیت می کنند از شورای شهر و شهرداری یا از بیرون به ستاد آمده اند. ضمن اینکه مهم نیست سرهنگ باشی یا حقوق دان، مهم آن است که در پای خدمت به مردم، منافع ملی و امنیت ملی و خدمت به کشور ثابتقدم باشید. من افتخار میکنم به نظامی بودنم. من با تمام سلولهای وجودم از اینکه یک روزی در کسوت پاسداری بودم و لباس مقدس پاسداری به تنم بوده به خود میبالم. ما عادت کردیم برای رضای خدا به همدیگر تهمت بزنیم، عادت کردیم برای رضای خدا به هم فحش بدهیم، عیبهایمان را فرافکنی کنیم، این شده برای ما یک امر مقدس. ما یک جمله جواب بیشتر نداریم که بگوییم. هر کس یک سندی دارد از اینکه هر کسی یک کاری کرده ارائه کند.
به نظر می رسد سه گروه سیاسی به دنبال استفاده از ظرفیت شورایاری ها در انتخاب بعدی شوراها هستند؟
تا این لحظه از این سه گروهی که فرمودید، جز یک گروه که در میدان عمل، گفتار و رفتار به دنبال استفاده کردن از شورایاری ها برای اهداف خودشان هستند، از گروه دیگری هنوز حرکتی ندیدم که بخواهند استفاده ای بکنند. این که دیگران بخواهند از ظرفیتهای اینچنینی برای فعالیت سیاسی استفاده کنند، طبیعی است. تمام افراد و گروههای سیاسی به طور طبیعی به دنبال استفاده از چنین فرصتهایی هستند. ما نمیتوانیم از حضورشان انتقاد کنیم.
در بحث برگزاری انتخابات شورایاریها، برخی دوستان حرف دیگری نداشتند که مطرح کنند و خودشان دست آخر، سربلند گفتند که ما قضاوت نادرستی کردیم و اینچنین نبود. مگر کسی به جرم اینکه در یک اداره کار کرده، میتواند زیر سئوال برود و هر نسبتی را هم به او بدهید!؟ این با کدام منطق و عقلانیت همخوان است؟ کدام ملاک در عرف دنیا به ما اجازه میدهد که اینگونه در مورد آدمها قضاوت کنیم؟ البته جز آدمهایی که دنبال بهرهبرداری از فضای سیاسی برای خودشان هستند... ما در مجموعه پلیس، یک اصل داشتیم و آن را به همکارانمان آموزش میدادیم. به آنها میگفتیم وقتی در محیطی قرار میگیرید که در آن یک اتفاق افتاده، مثلا تجمع شده، اعتراض شده ... فرق نمیکند قتل و سرقتی صورت گرفته- وقتی به آن محیط وارد میشوید، اولین آدمهایی که دور و بر شما میآیند و شروع به دادن اطلاعات میکنند، اولین مظنونهای شما هستند. چرا؟ چون اینها با آدرس انحرافی دادن، میخواهند پلیس را از رسیدن به علت اتفاق منحرف بکنند. با یک مثال عامیانهتر، میگفتیم دزد دارد میدود، میگوید دزد را بگیر!
امروز کسانی با جاروجنجال و هوچیگری فریاد بر میآورند که آقا! من نمیدانم سیاسیکاری چیست! اما کار سیاسی میکنند. اینها دنبال این هستند که از این مجموعه بهرهبرداری سیاسی کنند. هر کسی را که شما دیدی که دارد انگشت اتهام میزند بدون اینکه سندی برای اثبات اتهاماش داشته باشد، بدانید که این جزو همان دارودستهای است که میخواهد با این کار، ظرفیت شورایاریها را جهت نیل به اهداف سیاسی خود یا اهداف گروهی به کار بگیرد. یکی از مهمترین خطوط قرمز ستاد هماهنگی شورایاری ها، این است که به هیچ جریان و گروه و فردی اجازه بهرهبرداری از این ظرفیت را ندهیم. این ظرفیت متعلق به انتخابات نیست. ظرفیت شورایاریها، متعلق به انقلاب و نظام است. متعلق به ولایت است. متعلق به مردم و شهر است. متعلق به هیچ فرد و گروهی نیست و اجازه نخواهیم داد که مورد سوءاستفاده قرار بگیرد. البته این که افراد در شورایاریها، علاقهمند به گرایشهای سیاسی باشند، بد نیست. طبیعتا هم افراد متمایل به اصلاحطلبان حضور دارند و هم افراد متمایل به اصولگرایان و این طبیعی است چرا که آنها جزوی از مردم هستند. مگر من میتوانم اعضای شورایاریها را در غیر از قامت شورایار بودنشان، مورد بازخواست قرار بدهم و به آنها امر و نهی بکنم؟ بحث بنده، سوءاستفاده از ظرفیت شورایاریها برای منافع سیاسی است و نه تعلقخاطر سیاسی به یک گروه.
یک جمله به یادگاری برایتان میگویم: هیچ کسی نمیتواند روی دیوار شورایاریها یادگاری بنویسید! یا از قِبَل استفاده از نردبان شورایاریها به جایی برسد، چون شورایاریها بسیار بسیار زیرکتر، هوشمندتر و آگاهتر از این هستند که خودشان را ابزار دست افراد یا گروههای سیاسی کنند. من با شناختی که از شورایاریها دارم، میدانم که شورایاریها هوشمندانه عمل میکنند.