به گزارش مشرق، چند سایت حامی فتنه که از خارج کشور اداره و توسط سرویسهای امنیتی بیگانه پشتیبانی میشوند، در روزهای اخیر به شکلی وقیحانه به تحریف وقایع عاشورای ۸۸ پرداختند چنانکه یکی از این سایتها در گزارش خود آنهایی را که به عزاداران امام حسین(ع) حمله کردند، سوگواران آن حضرت نامید که برای عزاداری به خیابان آمده بودند!
همواره تاریخ بسیار مهم بوده و به آن توجه ویژه کردهاند تا آنجا که همیشه استعمارگران در ادوار مختلف به تاریخ و روایت آن به شکلی که پسندشان بوده و هست توجه ویژه داشته و دارند. ممکن است پرسیده شود که چرا روایت آنچه در گذشته روی داده و تمام شده تا این اندازه مهم است؟
تاریخ و ارائه خوانشهای مختلف از آن میتواند مسیرهای آینده جامعه را رقم بزند و از این بابت است که بسیار مهم مینماید و به آن توجه ویژه میشود. دیگر دلیل اهمیت تاریخ آن است که با تحریف و دست بردن در آن میتوان ملتی را بیهویت کرد یا دست کم از هویت خویش دور ساخت.
فتنهگران دیروز تحریفگران امروز
تنها ۸ سال از عاشورای ۱۳۸۸ میگذرد. با وجود گذشت زمانی اندک از آن و همچنین وجود شواهد و مدارک متقن کسانی هستند که تلاش میکنند در باره وقایع آن سال به تحریف حقایق بپردازند.
روز جمعه ۶ دی ماه ۱۳۸۸، مصادف با روز عاشورا بود. مردم از پیش از ظهر به هیئتها، مساجد و تکایا میرفتند تا مراسم عزاداری ظهر عاشورا را برگزار کنند. اما این عاشورا برای عدهای بهترین فرصت بود تا آتشی را که رو به خاموشی میرفت دوباره برافروزند؛ آتشی که با بهانه «تقلب» افروخته شده بود. از ساعات اولیه این روز و در حالی که اکثر مردم تهران به عزاداری در مساجد و تکایا مشغول بودند، مدعیان هواداری از موسوی ابتدا در خیابان آزادی تجمع کردند و سپس به سمت میدان انقلاب، میدان ولی عصر و چهارراه کالج به راه افتادند.
حرمتشکنی در روز عاشورا
اکثریت آنها که در این روز گرد آمده بودند ضمن سردادن شعارهایی علیه اصل نظام، به اماکن دولتی، تاسیسات شهری، رهگذران دارای ظاهر شرعی و هر چیزی که بوی دین و حکومت میداد، حمله میکردند. شب پیش از این واقعه، یکی از عملههای رسانههای صهیونیستی-سعودی در گفتوگو با تلویزیون العربیه هشدار داده بود که روز عاشورا شعارهای بسیار جدیدی خواهیم دید! او از کجا اینها را میدانست که چنین با اطمینان از چندوچون حوادث آینده سخن میگفت؟!
از طرف دیگر گروهک منفور منافقین هم در رسانههای خود، مردم ایران را به شورش عمومی و سردادن شعارهای تند و تخریب اموال عمومی ترقیب میکرد. خلاصه همه جمع شدند (از رسانههای صهیونیستی و سعودی تا انگلیسی، آمریکایی و...) تا بار دیگر در عاشورای آن سال بر آن شعله رو به خاموشی نفت بریزند.
فتنه افروزان روز عاشورا تنها به سردادن شعارهای تند و ساختارشکنانه اکتفا نکردند بلکه به شکل بسیار جسورانهای با ماموران نیرویانتظامی درگیر شدند. حتی برخی از ماموران نیروی انتظامی را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده لباس و کلاه آن را برتن کردند و عکس یادگاری گرفتند و سپس آنها را منتشر کردند؛ حالا سایتهای فتنه گران چه چیز را انکار میکنند؟
انکار با وجود این همه فیلم و عکس؟!
آشوبگران در آن روز به طرزی ناباورانه به هر چیزی و هر کسی که نمادی از مذهب و دین داشت حمله ور شدند. آنها در تقاطع خیابان جمالزاده- آزادی، به زنان چادری حمله و چادر از سرشان برداشتند، افراد مختلفی را که ظاهر مذهبی داشتند به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند. در خیابان آزادی تعدادی زن و مرد از آشوبگران، یک اتوبوس شرکت واحد را که فردی روحانی در میان مسافرانش بود متوقف کردند و در آستانه ظهر عاشورا مقابل چشمان حیرت زده مردم، کشف حجاب کرده و اعمال منافی عفت انجام دادند. اینها را گروههایی از مردم روایت کردندکه در آن ساعت در آن منطقه بودند. اکنون چرا فتنهگران به انکار آن میپردازند؟
تعدادی زن و مرد از حرمت شکنان روز عاشورا، در خیابان آزادی یک جوان رهگذر را که ظاهری مذهبی داشت، محاصره و پس از کتک زدن، کاملاً برهنه کردند. فیلم این اعمال وقیحانه در اینترنت منتشر شد و همه آن را مشاهده کردند. امروز چگونه اینها را انکار میکنند؟!
ظهر روز عاشورای۸۸ هیئتی با نام آل طه در میدان جمهوری آماده اقامه نماز ظهر میشدند که ناگهان باران سنگ بر سر صفهایی که برای اقامه نماز تشکیل شده بود باریدن گرفت. آری آشوبگران حتی حرمت عزاداران امام حسین(ع) و نمازگزاران را نگه نداشتند. آنها در مسیر خود پرچمها و کتلهای هیئتها و غرفههای توزیع نذورات را تخریب کردند. هر بار که محل تازهای را به آتش میکشیدند یا تخریب میکردند آشوبگران هورا میکشیدند و با سوت و کف، به تشویق میپرداختند. فیلمهای مستندی از این اقدامات و کف و سوتها و هلهلههای شادی آنها بارها و بارها از تلویزیون پخش شده و اکنون نیز در اینترنت موجود و با یک جستوجوی ساده قابل رویت است. با این وجود سایتهای منتسب به فتنه در گزارشهای امسال خود که به بازخوانی حوادث آن روز اختصاص داشت نوشتند که آنها برای عزاداری به خیابان آمده بودند!
خشم ملت ایران شادی صهیونیستها
تنها چند ساعت از این اتفاقات گذشته بود که خبر کوچه به کوچه و خانه به خانه و دهان به دهان شهر را و کشور را درنوردید. هر کسی که میشنید ابتدا با حیرت میپرسید مگر میشود؟! بیحرمتی به عاشورا و عزاداران حسینی و مجالس عزای آن حضرت آن هم در ایران؟ کشوری که اکثریت آن را شیعیان تشکیل میدهند و تازه اقلیتها، مانند اهل سنت و ارامنه نیز از گذشته در ایران حرمت این ایام را حفظ کرده و حتی در مجالس عزا حاضر میشدند.
اما متاسفانه خبر درست بود. این را تصاویر و عکسهایی که در اینترنت دست به دست میشد و تصاویری که از رسانه ملی پخش میشد تایید میکرد. آری در کشور ایران و در ایام محرم این اتفاقها رخ داده بود چرا که جمهوری اسلامی با امید بازگشتن به راه خیر و صواب تا حد ممکن با فتنه گران مدارا و مماشات کرده بود، وگر نه این بود و بنا به استفاده از قوه قاهره بود که بساط آنها چند روزه برچیده میشد. مدارا و مماشات جمهوری اسلامی ایران را با فتنهگران در مقایسه با کودتای ترکیه و واکنش دولت آن به خوبی میتوان درک کرد. خشم ملت ایران به جوش آمد. این گونه رفتارها را دیگر نمیتوانستند تحمل کنند. همین شد که بساط آنها را در ۹دی به کلی برچیدند. اما هر چقدر که این رفتارها خشم ملت ایران را در پی داشت در آن سوی ماجرا «قند توی دل برخی آب شد»!
نتانیاهو (نخستوزیر رژیماشغالگر قدس) با صراحت فتنه گران را سرمایه اسرائیل در ایران خواند. شیمون پرز نیز آنها را کسانی نامید که به نمایندگی از جانب رژیم صهیونیستی با جمهوری اسلامی میجنگند. لیکن «ریچارد هاس» (مسئول شورای روابط خارجی آمریکا) نسبت به آنها معترض شد. لیکن اعتراض او در این مورد بود که چرا آنها زودتر از موقع نقشه را اجرا کردهاند. هاوس در گزارش خود نوشت؛ «دوستان! ما در ایران خیلی زودتر از آنچه که انتظار میرفت بهسراغ پایان ماجرا رفتند و نبایستی [اکنون] وارد این فاز میشدند.»
خیانتگران به ملت ایران هم به جنب و جوش افتادند. گروهک منافقین با افتخار از دخالت و حضور خود در روز عاشورا گفت. رسانههای وهابی هم درگیری در تهران در روز عاشورا را با آب و تاب فراوان منعکس میکردند. در وب سایت روزنامههای سعودی، کاربران وهابی با نوشتن کامنت و اظهار نظر از هتک حرمت عاشورا اظهار شادمانی میکردند.
مردان خداجو!
با وجود این اقدامات وقیحانه که خشم ملت ایران و خوشحالی صهیونیستها، آلسعود، آمریکا و انگلیس و عملههای آنان از جمله گروهک منافقین یا سلطنت طلبان خارج نشین را در پی داشت اقدام میرحسین موسوی تعجب همگان را برانگیخت.
او در اعلامیهای حرمت شکنان عاشورای ۸۸ را «مردمان خداجو»! نامید. این تعبیر مضحک برای حرمت شکنان به اندازهای غیرمنتظره و تعجب برانگیز بود که حتی باعث شد که نویسندگان «ضد انقلاب» نسبت به او معترض شوند که چرا «آنها را مردمان خداجو» نامیده است.
برای نمونه یکی از نویسندگان سایتهای ضدانقلاب بیانیه موسوی را مغشوش نامید و خطاب به او نوشت: «آیا نظر جنبش [فتنه] به مبارزه عوض شده است؟ آیا به نظر موسوی تمام افراد شرکت کننده در تظاهرات روز عاشورا [آشوبگران] «مردمی خداجو» بودند؟ اگر چنین است پس ایشان به ایران آزاد با تمام افکار اعتقادی ندارد!»
چرا حقایق را نمیگویند؟
هنوز رایگیری تمام نشده بود که موسوی خبرنگاران خبرگزاریهای مختلف را فراخواند و در نشست خبری خود را پیروز انتخابات نامید! او آن شب با این کار چه هدفی داشت جز اینکه اگر فردا نتایج انتخابات به میل او نبود بحث «تقلب» را مطرح کند؟!
به این ترتیب او آغازگر این فتنه شد. مدتها از آن حوادث گذشت تا اینکه خاتمی در جلسه خصوصی به این نکته که تقلبی صورت نگرفته اذعان کرد. اما نکته تامل برانگیز آن است که او حاضر نشد همین را به صورت علنی بگوید!
در این باره که او چه زمانی به این حقیقت رسیده دو گمان میرود: نخست آنکه در همان ایام این را میدانسته و نگفته است که در این صورت مرتکب خیانت شده و فردا باید در محضر عدل الهی به ملت ایران پاسخگو باشد. دیگر آنکه او در این سالها به این نکته رسیده است که با این فرض هم او مسئول است چرا که حقیقتی را پوشیده نگه داشته و بازگو نمیکند. اما در این شکی نیست که خاتمی اکنون بر این حقیقت واقف است که تقلبی رخ نداده است، اما چرا آن را بازگو نمیکند؟ چرا به سهم خود پرده از فتنهای که صهیونیستها مدیریت آن را به عهده داشتند بر نمیدارد؛ مگر دستش زیر سنگ رژیم اسرائیل است؟!