به گزارش مشرق، «فرد کاپلان» روزنامهنگار، تحلیلگر و نویسنده آمریکایی در یادداشتی در نشریه آمریکایی «اسلیت» به این مسئله پرداخته که چطور سیاستهای رئیسجمهور آمریکا و وزیر خارجهاش، واشنگتن را بیش از هر زمان دیگری به انزوا در سطح جهان کشانده است.
کاپلان در این مطلب نوشت: دو رویداد در هفته گذشته نشان داد تا چقدر آمریکای تحت سلطه ترامپ در جهان منزوی شده است. اولین آن، سخنرانی ۱۲ اوت «مایک پامپئو» وزیر خارجه آمریکا در پراگ بود که توانست از هر مسئلهای که فشار بر دموکراسی و امینت اروپا محسوب میشود، گریز بزند. دومین رویداد، دو روز بعد از رویداد اول و رایگیری شورای امنیت درباره قطعنامه آمریکا برای تمدید تحریم تسلیحاتی ایران بود که ایالات متحده در اقلیتی تاریخی در آن بازنده شد.
در ادامه این تحلیل آمده است: سخنرانی پامپئو در مجلس سنای جمهوری چک خیلی عجیب بود. در این سخنرانی تنها یک جمله درباره روسیه گفته شد، چیزی درباره تهدیدات علیه اوکراین و انتخابات متقلبانه بلاروس یا خیزش لیبرالیسم در مجارستان و لهستان یا خطرات اتحادیه اروپای متلاشی شده، گفته نشد.
بیشتر بخوانید:
دلایل امنیتی و نظامی گرایش امارات به رابطه با اسراییل
بنابر این مطلب، سخنرانی پامپئو به جای تمرکز بر مسائل ذکر شده، روی چین یا اگر بهتر گفته شود روی حزب کمونیست چین متمرکز بود، که به ادعای وی از مردم این کشور کاملاً متمایز است. پامپئو در ادامه هم گفت که اتفاقی که در حال رخ دادن است جنگ سرد دوم نیست و چالش مقاومت در مقابل تهدید حزب کمونیست چین بسیار سختتر از آن است.
نویسنده در ادامه ادعا میکند: موضوع مطرح شده از سوی پامپئو خیلی هم بیربط نبود زیرا چین موضوعی بسیار بحثبرانگیز در سیاست چک است. «میلشو زمان» رئیسجمهور چک که از نزدیک با تاجرانی که منافع عمدهای در چین دارند، در ارتباط است گفته میخواهد کشورش «ناو هواپیمابر غرقنشدنی گسترش سرمایهگذاری چینی» در اروپا باشد. در مقابل شهردار پراگ (پایتخت جمهوری چک) با صحبت درباره استقلال تبت و برنامهریزی برای یک سفر رسمی به تایوان عصبانیت پکن را برانگیخته است.
«ایو دالدر» رئیس امور جهانی شورای شیکاگو و سفیر سابق آمریکا در ناتو هم اشاره نکردن پامپئو به بحران بلاروس و اختلاف ترکیه و یونان که با دخالت فرانسه در آستانه درگیری قرار گرفتند را «قابل توجه» توصیف کرد.
به نوشته اسلیت، وزیر خارجه آمریکا ماه گذشته هم در کتابخانه «ریچارد نیکسون» سخنرانی مشابه اما پرشورتری دیگری را ایراد کرده و در آن خواستار تغییر رژیم در چین شده بود.
به اعتقاد کاپلان، اما گیر پامپئو تنها چین نیست، او روی مسئله دیگری هم تمرکز دارد، تغییر رژیم در ایران؛ تمرکزی که شرمآورترین شکست واشنگتن در سازمان ملل را رقم زد.
بنابر این مطلب، این حقارت هنگامی رخ داد که آمریکا با ابتکار پامپئو قطعنامهای را برای تمدید تحریم تسلیحات متعارف علیه ایران به شورای امنیت برد. از ۱۵ عضو شورای امنیت تنها دو کشور به این قطعنامه رای مثبت دادند، آمریکا و جمهوری دومینیکن. چین و روسیه آن را رد کردند. ۱۱ عضو دیگر که بیشتر آنها متحدان دیرپای آمریکا هستند هم به این قطعنامه رای ممتنع دادند.
طبق توافق هستهای ایران و به عنوان بخشی از لغو گستردهتر تحریمهای اقتصادی، تحریم تسلیحاتی که مدت ۱۰ سال است پابرجا بوده، ۱۸ اکتبر ۲۰۲۰، ۵ سال بعد از توافق برجام منقضی میشود. پامپئو مدعی شد شورای امنیت باید تحریمها را تمدید کند زیرا ایران اخیراً از محدوده برجام درباره غنیسازی اورانیوم و ذخیره سوخت هستهای فراتر رفته است. اما سایر اعضای شورای امنیت گفتند که ایران این اقدامات را بعد از آن انجام داد که آمریکا از توافق خارج شد و تحریمهای علیه ایران را بازگرداند و بعد از سایر امضاکنندگان برجام هم خواست که همین کار را کنند و آنها را تهدید کرد که در غیر این صورت مورد تحریم قرار خواهند گرفت.
بنابر این گزارش، در واقع ایران درست در بند ۳۶ توافق هستهای قرار داشت که میگوید اگر یک امضاکننده معتقد است که سایر طرفها به تعهداتشان عمل نمیکنند، بعد از چندین جلسه و مشاوره، میتواند تعهدات خود را متوقف کند. دیپلماتهای ایرانی هم یک سال تمام سعی کردند طرفهای اروپایی را قبل از کاهش تعهدات برجامی، از بازگرداندن تحریمها منصرف کنند. اعضای اروپایی همچنین گفتند از آنجا که آمریکا از توافق خارج شده، دیگر جایگاهی برای اظهارنظر یا اعمال مجازات علیه ایران ندارد. و در نهایت این که اعضای اروپایی برجام امیدوارند ایران را به میز مذاکره برگردانند و موافقت همه طرفها را جلب کنند که شاید بعد از خروج ترامپ از قدرت میسر شود.
این روزنامهنگار سرشناس در ادامه نوشت: در همین حال، با وجود خروج آمریکا از توافق، مقامات دولت ترامپ این ادعای عجیب را که ایالات متحده همچنان در این توافق مشارکت دارد، مطرح کردهاند. ادعایی که آه و ریشخند را در همه جا به دنبال داشته چون همانطور که بسیاری یادآور شدهاند نمیتوان در توافقات بینالمللی گزینشی عمل کند و در بندهایی خود را یک عضو توافق دانست و در بندهای دیگر نه. خلاصه این که ترامپ و پامپئو در حال تبدیل کردن آمریکا به قدرتی بیخاصیت هستند که در تمرکزاتش بسیار جزئی است و دوروییاش کاملاً آشکار است. صفاتی که برای یک متحد نه معتبر است و نه برای خود آمریکا در ابراز و تعقیب منافع ملیاش موثر. امروز بیش از هر روز دیگری شعار اول آمریکای ترامپ معنای آمریکای منزوی را میدهد.