به گزارش مشرق، خداداد اولین و آخرین منتقد کی روش نیست و مرد پرتغالی با رفتارهایی که داشته و نتایجی که با فوتبال ایران کسب کرده، این روزها با چند جین مخالف پر و پاقرص مواجه است. در همین خصوص گفتگویی با خداداد عزیزی ترتیب دادیم که در ادامه آن را می خوانید:
به عنوان بخش ابتدایی بفرمایید که ارزیابی شما از عملکرد کی روش در فوتبال ایران چیست؟
متاسفانه یا خوشبختانه نظر ما دیگر الان مهم نیست. یعنی اصلا نظر ما که اهالی فوتبال هستیم و خاک این ورزش را خوردیم و به قول دوستان پیشکسوت محسوب می شدیم اصلا اهمیت ندارد. الان کسان دیگری تصمیم گیرنده هستند. کسانی که نه در این فوتبال حضور داشته اند و نه نقشی در آن ایفا کرده اند تصمیم گیر شده اند و تریبون هم در اختیار دارند.
گویا هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال به این نتیجه رسیده که کی روش بماند؟
من فکر می کنم که دیگر این فیلم و سریال بازی کردن ها بی مزه شده است. یک روز کی روش می گوید من می روم، روز دیگر می گوید می مانم. یک روز می گوید من را اخراج کنید روز دیگر می گوید هستم. این فیلم و تئاتر خود آقای کی روش است. یک فیلم و سریال دیگر هم آن طرف فدراسیون فوتبال راه انداخته که یک روز می گویند کی روش باید برود و روز دیگر جلسه می گذارند و می گویند که باید بماند. سوال من از اعضای هیئت رئیسه که خیلی از آنها از دوستان ما هستند، این است که دلیل و مستندات شما برای ماندن کروش چیست. نتایج فوق العاده ای با وی گرفتیم یا برخورد مناسب با جامعه فوتبال داشته که متفق القول گفته اند کی روش باید بماند؟ بگویند که ما هم حداقل بدانیم دلیل آنها برای ماندن کروش چیست. معمولا یک مربی را می خواهند اخراج یا ابقا کنند، بنابر نتایج خوب یا ضعیف، وی را مورد ارزیابی قرار می دهند. از سوی دیگر سوال این است که نقش کمیته فنی در این ماجرا کجاست.
چرا هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال توجهی به نظر کارشناسان و منتقدان آقای کی روش ندارد؟
ما هم نفهمیدیم. یک روز می گویند این اقا باید برود، یک روز می گویند باید بماند. روز دیگر می گویند استعفا داده است. مردم هم دیگر از این فیلم و سریال های آقایان خسته شده اند. من واقعا اظهار تاسف می توانم کنم. فوتبالی ها هم به همین علت نظر نمی دهند که اهمیتی به این نظرات داده نمی شود. از سوی دیگر خود ما هم مانند سیب زمینی های بی رگ شده ایم. آقای کی روش بر علیه مربیان ایرانی هر چه می خواهد می گوید در قبال آن مربیان ما همه سکوت می کنند. پس جامعه مربیان، کانون مربیان و اتحادیه مربیان چه کاره اند و چرا از حق مربیان ایرانی دفاع نمی کنند. این چه حرفی است که کی روش می زند و می گوید مربیان ایرانی فقط به درد مانع گذاشتن می خورند. این یک اهانت است.
به نظر شما عدم اتحاد مربیان ایرانی یکی از عوامل اصلی گستاخ شدن یک مربی خارجی نیست؟
شک نکنید مربیان ایرانی هیچ اتحادی با هم ندارند و همه سایه همدیگر را با تیر می زنند. مربیان ایرانی فقط دنبال این هستند که همدیگر را نابود کنند. یک مربی خارجی هم می آید با این نتایج ضعیف به همه مربیان ایرانی توهین می کند و هیچ کس هم صدایش در نمی آید. این جای تاسف دارد. من یک سوال از آقای کی روش و طرفداران ایشان دارم، اینکه آقای کروش وقتی به دنیا آمد مربی بوده است. خوب ایشان هم دستیار آقای فرگوسن بوده است.
آیا واقعا ما نمی توانیم یک مربی بهتر از کی روش به فوتبال ایران تزریق کنیم؟
سوال من امروز این است که اگر کروش جای فردی مثل ولاسکو بود چه کار می کرد. ولاسکو والیبال ایران را کاملا متحول کرده، نتایج جهانی فوق العاده گرفته، در سطح آسیا دیگر رقیب ندارد، چند جین بازیکن به تیم ملی معرفی کرده و بازیکنانش در سطح اروپا بازی می کنند. همین آقا وقتی درباره مرحوم معدنی صحبت می کرد، چنان ادب را رعایت می کرد که گویا یک ایرانی درباره یک ایرانی دیگر حرف می زند. اما حالا کری وش با این همه نتیجه مسخره ای که گرفته، راجع به مربیان ایرانی هم اظهار نظر می کند.
برخی رسانه ها و برنامه هایی همچون برنامه نود هم به موضوع گردن کشی کی روش دامن زدند. این یک خودزنی از سوی آنان نبود؟
عمده مشکل برنامه نود با امیر قلعه نوئی است. اینها می گویند اگر کی روش برود یکی از گزینه ها قلعه نوئی است. به همین خاطر حاضرند هر کاری کنند که کی روش سرمربی بماند اما امیر قلعه نوئی به تیم ملی نرسد. علی دایی یا محمد مایلی کهن و حسین فرکی سرمربی نشوند. در سال های گذشته این همه انسان مربی تیم ملی بودند اما چه زمانی دیدید که فردوسی پور بدین شکل به حمایت از مربیان ایرانی بپردازد و سنگ یک ایرانی را تا این حد به سینه بزند. خوب الان چه شده آقای کی روش اینقدر عزیز شده با این نتایجی که کسب کرده است.
به نظر شما این حمایت ها فنی است؟
عادل فردوسی پور فنی متوجه نمی شود که بخواهد حمایت فنی کند. فردوسی پور مگر علی پروین، حسن روشن، علی دایی یا کریم باقری است که بخواهد حمایت فنی کند. فردوسی پور نمی تواند فنی صحبت کند. هر کس که 10 بازی فوتبال گزارش کرد یا 10 بازی فوتبال دید و 4 کتاب انگلیسی را به فارسی ترجمه کرد فنی می شود؟ مگر یک کمک جراح در اتاق عمل مثل همان دکتر جراح می شود؟
در حال حاضر به نظر شما چه باید کرد. اگر شما قرار بود یک راهبرد به فدراسیون فوتبال بدهید چه می گفتید؟
تا بحال که گفته اند که هیئت رئیسه تصمیم گرفته که کی روش بماند. ما تا به امروز طوری با کروش رفتار کردیم و به گونه ای همین آقای فردوسی پور و دوستانش از وی حمایت کرده اند که حالا ایشان هر آنچه که بخواهد و از زبانش خارج شود را می گوید و هیچ کس هم حق ندارد به این آقا بگوید بالای چشم تو ابروست، چراکه سریعا به وی برمی خورد.
اخیرا هم شنیده می شود در جلسات با مسئولان فدراسیون اظهار داشته که شرط ماندن من در فوتبال ایران رفتن اسدی از فدراسیون است.
خوب تو چه کاره هستی که می گویی چه کسی باشد چه کسی نباشد. من فاتحه این فوتبال را خواندم. واقعا اگر بخواهند به حرف این آقا گوش دهند یک کاپیتولاسیون کی روشی راه انداخته اند. مثل قبل از انقلاب که آمریکایی ها هر کاری دلشان می خواست در ایران انجام می دادند و کسی حق اعتراض را به آنها نداشت، حالا کی روش هم این چنین شده است. کی روش چه کاری برای فوتبال ایران انجام داده که من من می کند. کی روش در ایران منیتی ندارد چون نتیجه ای نگرفته است. نتایجی که کروش گرفته امیر قلعه نوئی هم گرفته، افشین قطبی هم گرفته و از همه بهتر برانکو هم همین نتایج را کسب کرده است. حالا چه شده که کی روش من من می کند. الان تنها انسان با جرات فدراسیون فوتبال ما همین اقای اسدی است که کروش گفته نباید باشد.
به عنوان بخش ابتدایی بفرمایید که ارزیابی شما از عملکرد کی روش در فوتبال ایران چیست؟
متاسفانه یا خوشبختانه نظر ما دیگر الان مهم نیست. یعنی اصلا نظر ما که اهالی فوتبال هستیم و خاک این ورزش را خوردیم و به قول دوستان پیشکسوت محسوب می شدیم اصلا اهمیت ندارد. الان کسان دیگری تصمیم گیرنده هستند. کسانی که نه در این فوتبال حضور داشته اند و نه نقشی در آن ایفا کرده اند تصمیم گیر شده اند و تریبون هم در اختیار دارند.
گویا هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال به این نتیجه رسیده که کی روش بماند؟
من فکر می کنم که دیگر این فیلم و سریال بازی کردن ها بی مزه شده است. یک روز کی روش می گوید من می روم، روز دیگر می گوید می مانم. یک روز می گوید من را اخراج کنید روز دیگر می گوید هستم. این فیلم و تئاتر خود آقای کی روش است. یک فیلم و سریال دیگر هم آن طرف فدراسیون فوتبال راه انداخته که یک روز می گویند کی روش باید برود و روز دیگر جلسه می گذارند و می گویند که باید بماند. سوال من از اعضای هیئت رئیسه که خیلی از آنها از دوستان ما هستند، این است که دلیل و مستندات شما برای ماندن کروش چیست. نتایج فوق العاده ای با وی گرفتیم یا برخورد مناسب با جامعه فوتبال داشته که متفق القول گفته اند کی روش باید بماند؟ بگویند که ما هم حداقل بدانیم دلیل آنها برای ماندن کروش چیست. معمولا یک مربی را می خواهند اخراج یا ابقا کنند، بنابر نتایج خوب یا ضعیف، وی را مورد ارزیابی قرار می دهند. از سوی دیگر سوال این است که نقش کمیته فنی در این ماجرا کجاست.
چرا هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال توجهی به نظر کارشناسان و منتقدان آقای کی روش ندارد؟
ما هم نفهمیدیم. یک روز می گویند این اقا باید برود، یک روز می گویند باید بماند. روز دیگر می گویند استعفا داده است. مردم هم دیگر از این فیلم و سریال های آقایان خسته شده اند. من واقعا اظهار تاسف می توانم کنم. فوتبالی ها هم به همین علت نظر نمی دهند که اهمیتی به این نظرات داده نمی شود. از سوی دیگر خود ما هم مانند سیب زمینی های بی رگ شده ایم. آقای کی روش بر علیه مربیان ایرانی هر چه می خواهد می گوید در قبال آن مربیان ما همه سکوت می کنند. پس جامعه مربیان، کانون مربیان و اتحادیه مربیان چه کاره اند و چرا از حق مربیان ایرانی دفاع نمی کنند. این چه حرفی است که کی روش می زند و می گوید مربیان ایرانی فقط به درد مانع گذاشتن می خورند. این یک اهانت است.
به نظر شما عدم اتحاد مربیان ایرانی یکی از عوامل اصلی گستاخ شدن یک مربی خارجی نیست؟
شک نکنید مربیان ایرانی هیچ اتحادی با هم ندارند و همه سایه همدیگر را با تیر می زنند. مربیان ایرانی فقط دنبال این هستند که همدیگر را نابود کنند. یک مربی خارجی هم می آید با این نتایج ضعیف به همه مربیان ایرانی توهین می کند و هیچ کس هم صدایش در نمی آید. این جای تاسف دارد. من یک سوال از آقای کی روش و طرفداران ایشان دارم، اینکه آقای کروش وقتی به دنیا آمد مربی بوده است. خوب ایشان هم دستیار آقای فرگوسن بوده است.
آیا واقعا ما نمی توانیم یک مربی بهتر از کی روش به فوتبال ایران تزریق کنیم؟
سوال من امروز این است که اگر کروش جای فردی مثل ولاسکو بود چه کار می کرد. ولاسکو والیبال ایران را کاملا متحول کرده، نتایج جهانی فوق العاده گرفته، در سطح آسیا دیگر رقیب ندارد، چند جین بازیکن به تیم ملی معرفی کرده و بازیکنانش در سطح اروپا بازی می کنند. همین آقا وقتی درباره مرحوم معدنی صحبت می کرد، چنان ادب را رعایت می کرد که گویا یک ایرانی درباره یک ایرانی دیگر حرف می زند. اما حالا کری وش با این همه نتیجه مسخره ای که گرفته، راجع به مربیان ایرانی هم اظهار نظر می کند.
برخی رسانه ها و برنامه هایی همچون برنامه نود هم به موضوع گردن کشی کی روش دامن زدند. این یک خودزنی از سوی آنان نبود؟
عمده مشکل برنامه نود با امیر قلعه نوئی است. اینها می گویند اگر کی روش برود یکی از گزینه ها قلعه نوئی است. به همین خاطر حاضرند هر کاری کنند که کی روش سرمربی بماند اما امیر قلعه نوئی به تیم ملی نرسد. علی دایی یا محمد مایلی کهن و حسین فرکی سرمربی نشوند. در سال های گذشته این همه انسان مربی تیم ملی بودند اما چه زمانی دیدید که فردوسی پور بدین شکل به حمایت از مربیان ایرانی بپردازد و سنگ یک ایرانی را تا این حد به سینه بزند. خوب الان چه شده آقای کی روش اینقدر عزیز شده با این نتایجی که کسب کرده است.
به نظر شما این حمایت ها فنی است؟
عادل فردوسی پور فنی متوجه نمی شود که بخواهد حمایت فنی کند. فردوسی پور مگر علی پروین، حسن روشن، علی دایی یا کریم باقری است که بخواهد حمایت فنی کند. فردوسی پور نمی تواند فنی صحبت کند. هر کس که 10 بازی فوتبال گزارش کرد یا 10 بازی فوتبال دید و 4 کتاب انگلیسی را به فارسی ترجمه کرد فنی می شود؟ مگر یک کمک جراح در اتاق عمل مثل همان دکتر جراح می شود؟
در حال حاضر به نظر شما چه باید کرد. اگر شما قرار بود یک راهبرد به فدراسیون فوتبال بدهید چه می گفتید؟
تا بحال که گفته اند که هیئت رئیسه تصمیم گرفته که کی روش بماند. ما تا به امروز طوری با کروش رفتار کردیم و به گونه ای همین آقای فردوسی پور و دوستانش از وی حمایت کرده اند که حالا ایشان هر آنچه که بخواهد و از زبانش خارج شود را می گوید و هیچ کس هم حق ندارد به این آقا بگوید بالای چشم تو ابروست، چراکه سریعا به وی برمی خورد.
اخیرا هم شنیده می شود در جلسات با مسئولان فدراسیون اظهار داشته که شرط ماندن من در فوتبال ایران رفتن اسدی از فدراسیون است.
خوب تو چه کاره هستی که می گویی چه کسی باشد چه کسی نباشد. من فاتحه این فوتبال را خواندم. واقعا اگر بخواهند به حرف این آقا گوش دهند یک کاپیتولاسیون کی روشی راه انداخته اند. مثل قبل از انقلاب که آمریکایی ها هر کاری دلشان می خواست در ایران انجام می دادند و کسی حق اعتراض را به آنها نداشت، حالا کی روش هم این چنین شده است. کی روش چه کاری برای فوتبال ایران انجام داده که من من می کند. کی روش در ایران منیتی ندارد چون نتیجه ای نگرفته است. نتایجی که کروش گرفته امیر قلعه نوئی هم گرفته، افشین قطبی هم گرفته و از همه بهتر برانکو هم همین نتایج را کسب کرده است. حالا چه شده که کی روش من من می کند. الان تنها انسان با جرات فدراسیون فوتبال ما همین اقای اسدی است که کروش گفته نباید باشد.