به گزارش مشرق، یکسری کاراکترها در فوتبال هستند که میتوان با آنها ساعتها در مورد فوتبال و حواشی صحبت کرد و لذت برد. یکی از آن چهرهها، بهروز رهبریفر است. کاپیتان باسابقه پرسپولیس که به قول خودش، بیاعتناییها باعث آزارش بوده و سبب شده تا برود در خانه همسایه بنشیند و بازیگر شود. عصر جمعه گذشته با بهروز به گپ و گفت نشستیم و از صحبتهایش لذت بردیم. بهروز کلی حرف ناگفته و درددل داشت که ماحصل آن، انتشار این مصاحبه است.
رهبریفر از سر فیلم برداری آمد و با لباسهای مخصوص فیلم قمر در عقرب مهمان ما شد. مشروح گفتگو را در ادامه بخوانید:
* فوتبال ایران بدبخت است
همه ما میدانیم که دلالها تیم میبندند. شما ببینید چقدر فوتبال ایران بدبخت است که یک پیشکسوت بعد از این همه سال بازی و سابقه ملی باید آویزان دلالها شود تا تیم بگیرد. وقتی در خانه خودم جایی برای کار نیست و باید بهدنبال دلالها باشم، میروم خانه همسایه مینشینم و با بازی در فیلم و سریال، پول درمیآورم. این اتفاق خیلی بد است که در زمان حیات پیشکسوتان، هیچکس یادی از آنها نمیکند اما وقتی هم یک اتفاقی میافتد، بازی یادبود، مراسم، قطعه نادآوران و... به نظرتان چه فرقی میکند که یک پیشکسوت بعد از مرگش در بیابان دفن شود یا قطعه نامآوران؟ بعضی از پیشکسوتان به نان شب محتاج بودند. یکی از آنها میگفت همین قبر قطعه نامآوران را بفروشند و امروز پولش را بدهند که شکمم را سیر کنم، بعد از مرگ هم، مرا در بیابان رها کنند. مدیرعامل پرسپولیس میتواند به هر کسی که دلش خواست، پست بدهد؛ اصلاً ۵۰ نفر را بیاورد و حکم بدهد اما او باید بداند که این باشگاه ۵۰ تا پیشکسوت ندارد که ۱۴ سال برای این تیم بازی کرده باشد.
* روزی که مربی امیدها شدم
ما با پیشکسوتان پرسپولیس به میاندوآب رفتیم. محمد پنجعلی مدیر آکادمی پرسپولیس بود. مجتبی محرمی در آن سفر به پنجعلی گفت چرا نمیگذاری ما در باشگاه خودمان کار کنیم؟ تیم امید را به من بده، بهروز را هم میآورم که کمکم کند. خلاصه با کلی داستان، پنجعلی قبول کرد اما وقتی رفتیم سر زمین، دیدم ادموند بزیک به عنوان سرمربی به زمین آمد. همان دورهای که شما میگویید، عمر زیادی نداشت و خیلی زود از آکادمی باشگاه کنار کشیدم.
من از هیچ بنده خدایی نمیترسم و حرفم را میزنم. چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است. چرا مدیریت آکادمی یا سایر پستهای باشگاه در اختیار کسانی است که مجموعا ۳ سال برای پرسپولیس زحمت نکشیدهاند؟ امثال من و محرمی و دهها پرسپولیسی دیگر خانهنشین شدیم اما دیدیم که چه کسانی پست گرفتند. این اتفاقات، بی احترامی به پیشکسوتان واقعی است.
* سلاطین فوتبالیستهای جوکر رفته اند
آنهایی که باید وارد جوکر میشدند، دیگر نیستند. از بین فوتبالیها، مهرداد میناوند و علی انصاریان میتوانستند به این برنامه بروند و محور اصلی همه شوخیها باشند. مطمئن باشید این دو نفر در جوکر «قیامت» به پا میکردند. با این حال، میتوانستند چند فوتبالیست هم دعوت کنند که جوکر جذابتر شود. برنامه شام ایرانی را یادتان میآید. هنوز وقتی آن قسمت که انصاریان و حامد آهنگی به همراه جواد هاشمی و بازیگر لبنانی را میبینم، از ته دل میخندم.
* پیشنهاد استقلال به من ۱۲۰ میلیون بود
مهدی با ۱۰۰ میلیون تومان به استقلال رفت و چند روز بعد، باشگاه استقلال به من پیشنهاد ۱۲۰ میلیون تومانی داد. اهل ادا و اصول نیستم که فخر بفروشم یا شوآف کنم اما به آنها گفتم پرسپولیس را دوست دارم و میمانم. علی نظریجویباری زنده و شاهد است. حتی در یک کافیشاپ در خیابان خواجهانصاری قرار گذاشتیم و حرف زدیم.
دقیقا ۱۳ میلیون تومان که ۴ میلیون دادند و ۹ میلیونش آب رفت. خیلیها از من میپرسند چرا هاشمینسب باید آن همه ملک و املاک داشته باشد و تو هنوز اجارهنشین باشی اما جوابش مشخص است. مهدی رفت، پولش را هم گرفت و نوش جانش اما من ماندم. خدا شاهد است که همان ۴ میلیون تومان را قسطی پرداخت کردند. به بازیکنان چکهای ۲۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومانی میدادند. مثلا کل چکها میشد ۵۰ میلیون تومان؛ محمود خوردبین میگفت فردا صبح ۳۰ میلیون تومان وارد حساب باشگاه میشود. طبیعتا هر کسی که زودتر به بانک میرفت، زودتر پول میگرفت. آن زمان، به این شکل بود که یا باید همان روز پول میگرفتی، یا قید پول را میزدی. یکبار ساعت ۶ صبح رفتم بانک که نفر اول باشم، دیدم وحید قلیچ روی قفل بانک خوابیده! وقتی کارمندان بانک آمدند، بازیکنان پرسپولیس کرکره بانک را دادند بالا!
فکر میکنم مبلغ آخرین قراردادم ۱۸ میلیون تومان، زمان محمدحسن انصاریفرد بود که تا امروز هم تسویه نشد. چکهایی که به من دادند، فردی به اسم تمدنیزدی کشید اما پاس نشد. تازه آن چکها هم به صورت امانی به ما داده شد. خودتان بگویید نام این مدل قرارداد بستن، چیست؟ خیانت نیست؟
* یک نفر با من تماس نداشت
پاول ندود اهل کشور چک است اما باشگاه یوونتوس به او پست داد. چرا؟ چون تمام زندگی ندود صرف بازی و افتخارآفرینی در یوونتوس بود. آنها از باشگاه کالیاری یا فیورنتینا کسی را نیاوردند که در یوونتوس حکم بدهند زیرا میدانستند حق ندود است که کار کند؛ ندود بوده که جوانی و زندگی خودش را در یوونتوس گذاشته است. اروپاییها قدردان تلاش پیشکسوتان خودشان هستند. مگر پرسپولیس چند بهروز ر هبریفرد داشت؟ چند بازیکن داشت که ۱۵ سال در این تیم، فیکس بازی کردند؟ همه میگویند فوتبال حرفهای شده اما جایی که باشگاههای حرفهای دنیا، به پیشکسوتان خودشان پست میدهند را نمیبینند. عمر و جوانی من در پرسپولیس گذشت و بیش از صدبار تلاش کردم تا صداقتم را به باشگاه پرسپولیس ثابت کنم. انواع و اقسام پیشنهادات را داشتم. عابدینی هر وقت مرا میدید، میگفت از قطر، قزاقستان، ازبکستان و... دعوتنامه داری. من میگفتم میخواهم در همین پرسپولیس بمانم. این شد جواب صداقت من که حتی در هیچ یک از مراسمها مرا دعوت نمیکنند. انگار نه انگار ۱۵ سال پیراهن این تیم را به تن داشتم.
به من میگویند خودت باید بروی و از باشگاه پست بگیری اما چرا باید کسی را التماس کنم؟ بعد از ۱۴، ۱۵ سال، ما را از پرسپولیس اخراج کردند. کجای دنیا سراغ دارید که یک بازیکن را بعد از این همه سال فعالیت، اخراج کنند؟ بعد هم رفتیم باشگاه، نگهبان باشگاه گفت انصاریفرد به ما دستور داده چند نفر را راه ندهیم؛ یکی از آنها، شما هستید. از داود فنایی بپرسید. نام او هم در آن لیست بود. حالا میبینم دو نفر که پیشکسوت باشگاههای دیگر هستند و دو، سه سال آخر فوتبالشان به پرسپولیس آمدند، بر سر پست گرفتن در این باشگاه دعوا میکنند، ناراحت و عصبانی میشوم. این همه مدیرعامل به باشگاه پرسپولیس آمد و رفت، یک نفر از آنها تماس نگرفت که حال مرا بپرسد. چه فوتبالی و چه غیرفوتبالی.
بیشتر بخوانید:
قیمت بازیکنان بیارزش، توسط دلالها بیشتر میشود
* علی و مهرداد رفتند خیلی تنها شدم
خیلی تنها شدم. آخرین برنامهای که مهرداد و علی با هم در آن شرکت کردند، مربوط به دربی بود که بعد از آن برنامه، گفتند هر دو نفر آنجا دچار کرونا شدند. مهرداد زنگ زد و دعوتم کرد اما گفتم یکبار در یک برنامه دیگر مرا دعوت کرد و حرفهایی زدم که شر شد. هر جا مجری باشی، نمیآیم. بعد علی رفت و این داستانها اتفاق افتاد. روزهای اول که مهرداد بستری بود، مدام با هم صحبت میکردیم. چند روز گذشت و خبرها در مورد بیماری او تلختر شد تا اینکه شبکه خبر زیرنویس کرد مهرداد فوت شد. من تا آن روز جلوی بچههایم گریه نکرده بودم اما یکدفعه اشک از چشمم سرازیر شد. دخترم گفت: «بابا از چشمات آب میاد» برای اینکه آنها را ناراحت نکنم، رفتم توی اتاق و آنجا بود که خودم را رها کردم. شاید باورتان نشود، یک هفته خودم را داخل اتاق حبس کرده بودم.
رک بگویم، اصلا فکرش را نمیکردم بیماری علی تا آن حد جدی باشد. آن روزها آن قدر اشک ریختم که دخترم تا چند ماه از من میپرسید: «چرا دوستت مُرد، گریه کردی؟ خیلی دوستش داشتی؟» هنوز هم باور ندارم که علی رفته باشد. خیلیها گفتند چرا علی رفت، سر و کلهات در بیمارستان پیدا نشد اما به آنها میگویم علی و مهرداد از نظر شما رفتهاند.
من فکر میکنم هر دو نفر زنده و سالم هستند اما گرفتار زندگی خودشان شدهاند و حال و احوالی از من نمیپرسند. هنوز هم در مناسبتهای مذهبی و عید نوروز برای هر دو نفر پیامک میفرستم. مرگ یعنی چی؟ هنوز حتی یکبار سر خاکشان نرفتم و هرگز نمیروم. هر کسی هر طور دوست دارد، در مورد من فکر کند.
* من باید دستیار می شدم نه مطهری
حرفهای من احساسی است، حرفهای نیست اما بدانید که در کشور ما، همه چیز احساسی است. بیاعتنایی مدیران باشگاه پرسپولیس برای من ضربه بزرگی است. من با یحیی گلمحمدی کلاس مربیگری را تمام کردم و اگر قرار است یک نفر دستیارش شود، من باید باشم نه حمید مطهری که مجموعا شش ماه در پرسپولیس بود و به خاطر مصدومیت کمرش همیشه روی نیمکت بود. اتفاقا من جدا از سابقه طولانی بازی در پرسپولیس، بازی ملی هم داشتم که امثال مطهری نداشتند. هر کلاسی که در ایران برگزار شد، رفتم و حمید هم بود. هر چیزی که او بلد است، من هم بلدم. نمیگویم مطهری آدم بدی است، این رویه را غلط میدانم. اگر من هم مربی شوم، دانشم را به روز میکنم، کلاسهای بیشتری میروم و مطالعه میکنم اما الان که بیکار هستم، کلاس مربیگری چه گرهای از زندگیم باز میکند؟
* درخشان ۶ تا بنز دارد
علی پروین شرکت پیشکسوتان را راه انداخت و گفتند به همه پیشکسوتان، ماهی یک میلیون تومان میدهیم. به آنها گفتم یعنی جلیل آزدم یک میلیون بگیرد، مجتبی محرمی، ناصر محمدخانی و بهروز رهبریفر هم یک میلیون؟ مگر صدقه است؟ به نظرم محرمی باید ۱۰ میلیون بگیرد، من ۲ میلیون. این برنامهریزی، بیحرمتی به همه پیشکسوتان بود. بعد هم فهمیدم همه پیشکسوتان ماهی یک میلیون تومان میگیرند اما علی پروین ۳۰ میلیون! این مسائل را گفتم و مرا از شرکت پیشکسوتان بیرون انداختند! مگر حرف بدی زده بودم؟ مگر علی پروین هم پیشکسوت باشگاه نبود؟ حمید درخشان ۶ تا بنز در خانهاش دارد، چرا او باید یک میلیون بگیرد و مجتبی محرمی هم یک میلیون؟ مهدی تارتار آن زمان سرمربی پارسجنوبی جم بود و از شرکت پیشکسوتان ماهی یک میلیون میگرفت اما پیشکسوتی که هیچ کاری نداشت، دقیقاً همان رقم را دریافت میکرد.
من به این مسائل اعتراض داشتم و زیر بار حرف زور نمیروم. به جای آنکه حرفم را بپذیرند، مرا کنار میگذارند.
* سطح لیگ افتضاح بود
روی هم رفته، فکر کنم سه یا چهار بازی از لیگ بیستم را دیدم. حقیقتش را بخواهید، از فوتبال بدم آمده است. یکسری اتفاقات افتاده که با ادامه این روند، به نظر من همه چیز بدتر هم میشود. در یک کلام بگویم، افتضاحیم، افتضاح! بهترین بازی سال ما، دربی است. کوچکترین خلاقیتی در دربیهای فصل قبل دیدید؟ حتی یک دعوا یا هیجان درست و حسابی هم نداشت. زمان ما یکسری چهرهها، فوتبال را جذاب میکردند.
مثلاً فیروز کریمی، اکبر میثاقیان، فرهاد کاظمی، احمد عابدزاده، علی پروین، مجید نامجومطلق، مجتبی محرمی، علی کریمی، علی انصاریان و... الان لیگ ایران غیر از کلی سر و صدای نقل و انتقالاتی، چه دستاورد یا هیجانی دارد؟ به نظرتان مربیان ما کاریزما دارند؟ بعضی از آنها حتی بلد نیستند در کنفرانس خبری مقابل خبرنگاران حرف بزنند. فیروز کریمی، سرمربی استقلال اهواز بود، لب خط به بازیکنانش میگفت توپها را بریزید روی سر مدافعان پرسپولیس؛ امروز چکشان پاس نشده، اعصاب ندارند و سوتی میدهند! کدام مربی فوتبال در این دوره، از چنین ترفندهایی برای درگیر کردن ذهن بازیکنان حریف استفاده میکند؟ مورینیو یکی از بهترین مربیان دنیاست، اما در کنار کار فنی، حرکاتی را بروز میدهد تا نظرات را جلب کند. فوتبال ما یکنواخت شده است.
* داستان گل و شیرینی
اگر کاپیتان پرسپولیس بودم و بازیکنی بیشتر پول میگرفت میرفتم باشگاه و میگفتم من باید ۲۲ میلیارد بگیرم. یک زمانی با ما قرارداد ۳ میلیونی بستند و با کریم باقری ۱۰۰ میلیونی. اعتراض کردیم اما پروین گفت در جریان نیست و عابدینی قرارداد بسته. به عابدینی گفتیم، جواب داد پروین گفته باقری را با هر قیمتی حفظ کنید. بعد هم پروین مرا اخراج کرد به این بهانه که در کار مربیان و مدیران باشگاه دخالت کردم. ما آن زمان اعتراض میکردیم، اخراج میشدیم هر چند خودشان گل و شیرینی میخریدند و به من میدادند تا به علی پروین بدهم و ختم به خیر شود!
* در این بازار علی کریمی ۲۰۰ میلیارد می ارزد
گرانترین بازیکن ما یک میلیارد تومان میارزد. بازیکنی سراغ دارید که ۱۰۰ هزار نفر را به ورزشگاه بکشاند؟ بازیکنی را میشناسید که از این طرف زمین تا آن طرف زمین همه را دریبل بزند؟ چنین فوتبالیستی باید ۵۰ میلیارد بگیرد. یک نفر میگفت بازیکنی به اسم سعید صادقی به پرسپولیس آمده و قرارداد ۴۰ میلیاردی بسته. حتی اسمش را هم نشنیدهام. با این رقمها، علی کریمی اگر امروز بازی میکرد، ۲۰۰ میلیارد تومان ارزش داشت.
* برای تماشای نامجومطلق به استادیوم رفتم
همزمان که فوتبال بازی میکردم، عاشق دیدن بازی مجید نامجومطلق و جواد زرینچه در تیم ملی هم بودم. به همین خاطر، در بازی ایران و الجزایر به ورزشگاه آزادی رفتم و جایی نشستم که به لب خط نزدیک باشم. دریبلهای نامجو، آدم را سرحال میکرد. نیمه اول، تیم ملی سمتی بود که من نشسته بودم. سال ۷۲ بود که من به پرسپولیس رفتم و سال ۷۴ گفتند نامجو قرار است به پرسپولیس بیاید.
اصلاً باورم نمیشد قرار است با او همبازی شوم. آنها ستاره بودند و با رقمهای پایین به پرسپولیس میآمدند اما صادقی را نمیشناسم. آرزو میکنم او به ستاره فوتبال ما تبدیل شود اما اگر واقعاً تا این حد خوب بوده، چرا باشگاه گلگهر که پولدار هم هست، صادقی را حفظ نکرد؟ بعضی از بازیکنانی که میلیاردی پول میگیرند، شاید حاضر شوند با ۵۰۰ میلیون تومان به پرسپولیس بیایند ولی بازارشان داغ است. رضا اسدی هم، اینطور بود. میگفتند اسدی بهترین بازیکن تاریخ فوتبال ایران میشود اما عاقبتش چه شد؟ در مورد کریم انصاریفرد هم از این حرفها میزدند.
* بازی مربیان با نام پرسپولیس
یک سری مسائل را باید ریشهیابی کرد. میگفتند محمد ربیعی قرار است سرمربی پرسپولیس شود. بعد هم شنیدم که با ۱۷ میلیارد تومان، قراردادش را تمدید کرد و نوش جانش اما احتمالاً فقط به خاطر مانور روی نام پرسپولیس، قراردادش بالا رفت. کدام دلال از پول زیاد بدش میآید؟ مشخص است وقتی قیمت بازیکن بالا برود، قیمت دلالی و درصدها هم بالا میرود. همه میدانیم اصل این پولها به حساب چه کسانی میرود اما نظارتی روی این قراردادها وجود ندارد.
* استانکو بی بهانه تیم را قهرمان کرد
ای بابا! چرا مدام میگویید وقت نداریم؟ امروز که وقت داریم، اسکوچیچ چه کاری میکند؟ او اصلاً کجاست؟ البته در حال حاضر همه دنبال یارکشی در فدراسیون هستند. فقط میگویند مربی جدید زمان ندارد، شناخت ندارد و... الان مثلاً اسکوچیچ خیلی از فوتبال ما شناخت دارد؟ دانش مربیگری که فقط شناخت نیست. بعضی از مربیان وسط فصل یک تیم را میگیرند و صفر تا ۱۰۰ را تغییر میدهند. مگر وقتی استانکو سرمربی پرسپولیس شد، همه بازیکنان ما را میشناخت؟
وقتی استانکو آمد، ما با سیستم ۳-۵-۲ یورگن گده بازی میکردیم. او سیستم پرسپولیس را عوض کرد. چند بازیکن جوان آورد و ۶ هافبک و یک مهاجم در زمین گذاشت. اوایل، همه ما او را مسخره میکردیم اما دیدیم تیم نتیجه گرفت و تاکتیک و تفکرش جواب داده است. بعضی از بازیکنان با توپ به سر و صورت استانکو میزدند اما آخر فصل قهرمان شدیم.
لیگ پر شده از مربیان خارجی مثل ساپینتو، مورایس، بردیف و... فکر میکنی آنها میتوانند فوتبال ایران را متحول کنند؟
* اسکوچیچ مثل همه مربیان ایران، شکم دارد
چند نفر از افراد موجه، حرفهایی در مورد اردوی تیم ملی در یک جمع خصوصی گفتند که من نسبت به کسب موفقیت هیچ امیدی ندارم. فکر اینکه از گروهمان بالا میآییم، نباشید. اصلاً چرا باید انگلیس که بهترین لیگ دنیا دارد را ببریم؟ چیزی از سرمایهگذاری امریکاییها در فوتبال شنیدهاید؟ میدانید بازیکنان ولز، در کدام باشگاهها بازی میکنند؟ یکی از بازیکنان ما به کادرفنی گفته بود در فرودگاه حاضر نیست از بین مردم برود و باید برایش CIP رزرو کنند. دیگری گفته بود آرایشگرش باید بتواند به اتاقش بیاید. همه بازیکنان هم درخواست اتاق تک دادهاند و هیچ نظم و نظامیندارند.
او فقط میخواهد روی نیمکت بماند. ستارهها تلاش کردند تا تیم ملی بتواند از آن گروه آسان به جام جهانی برسد اما بهترین رزومه ممکن برای اسکوچیچ ساخته شد. او به ایران آمده بود که در لیگ یک و دو تیم بگیرد؛ در خواب و رؤیا هم نمیدید سرمربی تیم ملی شود. کمی فکر کنید؛ اسکوچیچ چه دانشی دارد که به آزمون، طارمی، بیرانوند، جهانبخش و... منتقل کند؟ چه تاکتیک ویژهای از او در این بازیها دیدید که به آینده امیدوار هستید؟ هر گلی که زدیم، روی حرکت فردی بود. البته اسکوچیچ توانسته خودش را با فوتبال ما وفق بدهد و حالا دیگر مثل همه مربیان ایران، شکم دارد!
جعفر کاشانی خدابیامرز میگفت بچه وقتی از دبستان به راهنمایی میرود، باید معلمش هم عوض شود. در این گروه آسان، با اسکوچیچ به جامجهانی رسیدیم اما حالا که یک کلاس بالاتر رفتیم، باید مربی بهتری جذب میکردیم.
* زوبل اتوشویی داشت
کلی مربی خارجی آمدند اما اکثرشان، آدمهای اشتباهی بودند و پول گرفتند، بعد هم رفتند. مثلاً زوبل در آلمان اتوشویی داشت! گویا یک زمان کوتاهی فوتبال بازی میکرد. ما نفهمیدیم قبل از پرسپولیس کجا مربیگری میکرد و بعد از پرسپولیس کجا رفت؟ آری هان، مانوئل ژوزه و خیلیهای دیگر. خدا کند این مربیان بتوانند نسل جدیدی از بازیکنان در فوتبال ایران بسازند.
* پرسپولیس هفته بیستم باید قهرمان شود
من فکر میکنم با این همه بازیکنی که به پرسپولیس آمدهاند، این تیم باید قهرمان شود. سال قبل هم باید قهرمان میشد چون بیشترین مهره را داشت اما آنها فقط بهانه آوردند؟ این اتفاق بسیار بدی در فوتبال ماست که یک مربی نتیجه نمیگیرد، بعد میگوید چون کنعانی و نوراللهی رفتند، ما نتوانستیم قهرمان شویم. یک روز مصاحبه کردم و گفتم خدا نکند بازیکنان زمان برانکو از پرسپولیس بروند، آن زمان باید یحیی گلمحمدی را قضاوت کنیم.
اتفاقی که فصل قبل هم افتاد. به من گفتند از اول تا آخر فصل، دو دفاع وسط پرسپولیس مجموعاً ۴ مرتبه کنار هم بازی نکردند! گلمحمدی رفیق و دوست قدیمی من است اما فکر میکنم با این تیمی که بسته این مهرههایی که گرفته، باید هفته بیستم قهرمان شود.
* از پروین بپرسید چرا انصاریان پنالتی بزند
یکبار گفتم پرسپولیس، علیاصغری فوتبال بازی میکند. یکبار هم به خاطر پنالتی بازی با الهلال بود. تا قبل از آن بازی، همیشه من پنالتیها را میزدم، پروین در آن روز گفت اگر پنالتی شد، انصاریان بزند. بعد از بازی، خبرنگاران از من پرسیدند چرا پنالتی نزدی، گفتم بروید و از پروین بپرسید. چند ساعت بعد محمود خوردبین زنگ زد و گفت علی آقا پیام داد بهروز سر تمرین نیاید! نصف هزینه آن سالهای باشگاه برای خرید شیرینی و گل بود که من به علی آقا بدهم و آشتی کنیم. دیابت پروین، تقصیر من است!
* «قمر در عقرب » بهروز!
در یک سریال بازی می کنم به نام «قمر در عقرب»که فیلمبرداری ۷، ۸ قسمتش تمام شده. پیمان قاسمخانی فیلمنامه را نوشته و به همراه محسن چگینی کارگردانی کرده است. فکر میکنم بعد از پایان «جوکر» پخش این سریال در شبکه نمایش خانگی شروع شود. من و سام درخشانی به همراه ویشکا آسایش نقشهای اصلی را بازی میکنیم. عبدالله روا، مهدی ژوله و چند بازیگر دیگر دارد. البته پژمان جمشیدی هم در چند قسمت به جمع بازیگران اضافه میشود. فضای سریال، تقریبا مثل برره است اما داستان در فضا اتفاق میافتد. سکانسهای من روی زمین است چون طلبکار سام هستم. لوکیشن این سریال سالن ۱۸ نمایشگاه بینالمللی بود و مطمئنم وقتی پخش شود، نظر مردم را جلب میکند. من درباره جوکر یک چیزی بگویم؟آنهایی که باید وارد جوکر میشدند، دیگر نیستند. از بین فوتبالیها، مهرداد میناوند و علی انصاریان میتوانستند به این برنامه بروند و محور اصلی همه شوخیها باشند. مطمئن باشید این دو نفر در جوکر «قیامت» به پا میکردند. با این حال، میتوانستند چند فوتبالیست هم دعوت کنند که جوکر جذابتر شود. برنامه شام ایرانی را یادتان میآید. هنوز وقتی آن قسمت که انصاریان و حامد آهنگی به همراه جواد هاشمی و بازیگر لبنانی را میبینم، از ته دل میخندم.
* دوست دارم در سینما بمانم
به دو دلیل دوست دارم در سینما بمانم.علاقه خیلی زیادی دارم که در این سریالها و فیلمها بمانم؛ اول اینکه حالم خوب میشود و در ثانی، وقتی میبینم در جایی که برایش سالها زحمت کشیدم و جوانیام را هدیه دادم، دیگر دوستم ندارند، مجبورم مسیرم را عوض کنم. مرا از تمام مراسم باشگاه پرسپولیس حذف کردند. من هم مجبورم بعد از ۱۴، ۱۵ سال بازی در پرسپولیس، بروم و بازیگر شوم.
* خوب شد همگروه ژاپن و عربستان نبودیم
اگر ژاپن، عربستان یا استرالیا و عمان در گروه ما بودند، آیا میتوانستیم به جام جهانی برسیم؟جواب من به این سوال منفی است آقا!جعفر کاشانی خدابیامرز میگفت بچه وقتی از دبستان به راهنمایی میرود، باید معلمش هم عوض شود. در این گروه آسان، با اسکوچیچ به جامجهانی رسیدیم اما حالا که یک کلاس بالاتر رفتیم، باید مربی بهتری جذب میکردیم.