به گزارش مشرق به نقل از ایسنا، علی دهباشی، سردبیر مجله بخارا، در «شب استقلال هند» که عصر روز پنجشنبه - 24 مردادماه - برگزار شد، ضمن خیرمقدم به سفیر هند در ایران و همراهانش و سایر حاضران گفت: این اولین نشستی است که با همکاری مرکز فرهنگی هند در ایران که چند ماه پیش فعالیتش را آغاز کرد، تشکیل میشود. امیدوارم از این پس به طور منظم جلسات فرهنگی، ادبی و هنری از سوی این مرکز با همکاری دیگر مراکز فرهنگی ایران برگزار شود.
سپس سروش مستانه، نوازنده سنتور، با نواختن قطعهای از آهنگهای ملی هند، این مراسم را که به استقلال هند اختصاص داشت، آغاز کرد.
در ادامه این شب، دی. پی .سری واستوا، سفیر هند در ایران، طی سخنانی کوتاه گفت: من بسیار خوشبختم و خوشحال هستم که موقوفات دکتر افشار به همراه مجله فاخر بخارا و دیگر همکارانشان، این برنامه را به مناسبت روز استقلال هند ترتیب دادند. ما مردم هند واقعا خیلی چیزها از شما یاد گرفتیم و زبان فارسی تاثیرات بسیار عمیقی بر زبانهای اردو و هندی گذاشته است.
او افزود: من از منطقه لکهنو هستم و با زبان اردو آشنایی دارم. بیشتر مردم در لکهنو شیعه هستند و ردپای معماری ایرانی را میتوان در شهری که از من آنجا میآیم، بهخوبی دید. البته من خیلی متوجه این تاثیر نبودم تا زمانی که به پاکستان رفتم. ما در لکهنو از کلمه «خداحافظ» استفاده میکنیم. وقتی من در پاکستان به خانمی پاکستانی کلمه «خداحافظ» را گفتم، او خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و به من گفت که الان در پاکستان رسانههای رسمی بیشتر از کلمات عربی استفاده میکنند؛ به طوری که به جای کلمه «خداحافظ»، میگویند «الله نگهبان».
سفیر هند در ایران همچنین عنوان کرد: از همان دو سال پیش که به ایران آمدم، سعی کردم فارسی یاد بگیرم و هنوز نمیتوانم فارسی صحبت کنم! اما یادگیری هندیها خیلی کند است. در حقیقت ما 700 سالی هست که سعی میکنیم فارسی یاد بگیریم و بنابراین میتوانم با افتخار بگویم که با توجه به آن 700 سال، رکورد من خیلی هم بد نیست. از شما دعوت میکنم به ادامه برنامه توجه بفرمایید چون مطمئنا به اینجا نیامدهاید که فقط به حرفهای من گوش بدهید.
در ادامه توفیق سبحانی، پژوهشگر، پس از تبریک شصتوششمین سالگرد استقلال هند، تمثیلی از علیاصغر حکمت نقل کرد که بر برادری ایرانیان و هندیها تاکید میکرد و ادامه داد: جواهر لعل نهرو میگوید در میان ملل و نژادهای بسیار که با هندوستان تماس داشتهاند و در زندگانی و فرهنگ هند نفوذ کردهاند، قدیمترین و بادوامترین آن همه، ایرانیان هستند.
او افزود: در عرصه تاریخ هم اولین رابطه این دو قوم، در زمان داریوش هخامنشی بوده است. سند رابطه ایران و هند، شاهنامه حکیم ابوالقاسم فرودسی است که برای مثال از روابط بهرام گور و شنگون سخن میگوید.
در بخش دیگری از این مراسم، محمود جعفری دهقی گفت: رابطه دو فرهنگ ایران و هند از دیرینگی بسیار برخوردار بوده است. این قدمت دست کم به هزارههای سوم و دوم پیش از میلاد میرسد. دوران هندوایرانی به عصری اطلاق میشود که هندیان و ایرانیان با یکدیگر میزیسته و دارای میراث مشترک بودهاند. این مشترکات را میتوان در ادبیات سنسکریت و ادبیات اوستایی بازیافت.
او ادامه داد: سرودههای گاهانی شباهت بسیار با اشعار ودایی دارد. بنابر آنچه از این متون میتوان دریافت، هندوایرانیان در هزاره دوم پیش از میلاد در سرزمینی به نام ایرانویج با یکدیگر زندگی مشترکی داشتهاند. اگرچه دانشمندان درباره جایگاه واقعی ایرانویج گمانهزنیهای متفاوتی ارائه کردهاند، میتوان احتمال داد که این ناحیه در حوالی خوارزم بوده باشد.
جعفری دهقی سپس به تشریح مشترکات ادبیات ودایی با متون اوستایی، شامل اشتراک در بنیاد و سرآغاز جهان، مفاهیم مشترک درباره ایزدان هندوایرانی و مشترکات دیگر در فرهنگ هند و ایرانیان پرداخت و درباره روابط فرهنگی ایران و هند در دورههای تاریخی و آثار علمی که از هند به ایران آوردند، سخن گفت.
او همچنین درباره ترجمه افسانهها، اساطیر و دیگر سرگرمیها عنوان کرد: بهطور کلی از گزارش ابنندیم و فهرستی که از افسانههای رایج در عهد ساسانی به دست آمده است، میتوان استنباط نمود که در این دوره، دو گونه افسانه رواج داشته؛ یکی آنها که اصل ایرانی داشته و دیگری آنها که از متون دیگر ملتها، بهویژه هند و یونان، به زبان پهلوی ترجمه شده بود.
جعفری دهقی در ادامه از «بلوهر و بوذاسف»، «کلیله و دمنه»، «طوطینامه»، «سندبادنامه» و «داستان بلاش و دختر شاه هند»، به عنوان تعدادی از ترجمههای یادشده نام برد و توضیحاتی درباره هریک از آنها ارائه کرد.
در بخش پایانی صدوبیستوهفتمین شب از شبهای مجله بخارا، قطعاتی از موسیقی هند توسط درشن سینگ ( طبلا) و علیرضا بروجردی (سیتار) اجرا شد.
سفیر هند در ایران در «شب استقلال هند»، با اشاره به تاثیرات عمیق زبان فارسی بر زبانهای هندی و اردو، گفت زمانی متوجه این تاثیرات در هند شده که به پاکستان رفته و فهمیده که در آنجا به جای «خداحافظ» میگویند «الله نگهبان».