به گزارش مشرق، در روزهای پس از دوم خرداد ۷۶ بود. بازار نشستهای سیاسی داغ بود. اغلب در سطح دانشگاههای دولتی این نشستها با حضور چهرههای مشهور و غیر مشهور موسوم به اصلاحطلب برگزار میشد. محورهای اصلی این نشستها با هر موضوعی، نفی مبانی و دستاوردهای انقلاب و نظام جمهوری اسلامی و تاکید بر «ضرورت اعمال اصلاحاتی» بود که تنها در واژگونی و براندازی نرم جمهوری اسلامی خلاصه و معنا میشد!
در یکی از این نشستها که در حسینیه ارشاد برگزار شد، جمعی از عناصر به اصطلاح ملی و مذهبی شرکت داشتند. حضار هم اغلب در سنین کهولت بودند و از طرفداران مصدق و نهضت آزادی و ...به نظر میآمدند!
در این نشست، یکی از سخنرانان «ع.ب» با اشاره به شعارهای انقلابی، با لحنی معترضانه، تاکید کرد که «ما در این ۲۰ سال تنها مشت به دنیا نشان داده ایم»!
دقت کنید!
یک انقلاب بزرگ به نام انقلاب اسلامی ایران رخ داد. دین اسلام به عنوان نسخه متضمن رستگاری فردی و اجتماعی، تصویری دوباره و زنده و روشن در اذهان ملتها پیدا کرد. چپاولگران از ایران بیرون شدند. نهال استقلال به بار نشست.
هشت سال جنگ تحمیلی به دفاع مقدس تبدیل شد و دست متجاوز از ایران کوتاه شد. جنگهای داخلی تجزیه طلبانه، به شکست انجامید. در پرتو گفتمان انقلابی، در زمینههای استراتژیک مانند پزشکی و نظامی... دستاوردهای شگرف حاصل شد. گفتمان ما برای ملتهای دربند و در پی آزادی و استقلال، سرمشق گردید.
با این حال، یک فعال سیاسی، چشم خود را به همه دستاوردهای انقلاب اسلامی میبندد و تنها برای آن یک نتیجه و یک مشی قائل است:
«نشان دادن مشت به دنیا!»
ببینید بیانصافی و عوامزدگی در تحلیل تا کجاست!
باید از این فرد موسوم به ملی و مذهبی پرسیده میشد:
«مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر انگلیس» و «مرگ بر اسرائیل«شعار اصلی ملت ایران در رویکرد به کنشها و واکنشهای فرامرزی است.
آیا تمام دنیا یعنی آمریکای جهانخوار و انگلیس استعمارگر و یک دولت جعلی؟ دشمنان و دنیای استکباری چه واکنشی در برابر انقلاب و نظام دینی داشتهاند که با «مشت و شعار نفرت» روبرو شدهاند؟ آیا جز تحریم و توطئه به ملت ایران هدیهای داشتهاند؟ آیا جنگ تجزیه طلبانه و جنگ تحمیلی خواست و طراحی آنها نبود؟ آمریکا و انگلیس و اسرائیل که به قول شما همه دنیا هستند، کم در ایران جنایت کردهاند؟ در برابر خباثت وجنایت و خیانت «شعار و مشت برآمده از شعار» یک اقدام طبیعی و حداقلی ست.
به واقع چرا عضو ملی – مذهبی و ملی مذهبیها و همپالکیهای آنها شعارهای انقلابی را نکوهش میکنند؟
چرا اگر مردم شعار میدهند «مرگ بر آمریکا» پشت برخی از داخلیها میلرزد و یاد ادب و احترام میافتند؟ ادب و احترام در برابر جانی و متجاوز؟ در برابر زورگوی شیطان پرست؟
در قاموس داخلیهای متنفر از شعار، ادب و احترام به مردم ایران چه جایگاهی دارد؟چرا از جانی دفاع میکنند اما از مردم ایران که قربانی مطامع پلید جانی و جانیان بینالمللیاند دفاع نمیشود؟
روشن است. چون «شعار مرگ بر آمریکا» ،«مرگ بر انگلیس»، «مرگ بر اسرائیل» و در مجموع «شعار انقلابی»، یک تجلی انقلابیگری و ستیهندگی هشیارانه و دلیرانه است.چون دشمن داخلی و خارجی جلوه بیداری را تحمل نمیکند و تقدس آن را مانع «سکوت و تسلیم» میبیند.
برای همین با شعار انقلابی مخالفند. برای همین دوست ندارند به «کدخدا»یشان کسی چپ نگاه کند و ظلم و زیاده خواهی ارباب شان را تحمل نکند!
حرکت «نفی شعار و شعار دهی» اما منحصر به دوران منحوس اصلاحات و ملی و مذهبیها و همپالکیهای آنها نبود و نیست. این حرکت امروز از سوی برخی که در نظام اسلامی مسئولیت هم دارند، صورت میگیرد.آنها که میگویند «نوشتن شعار مرگ بر اسرائیل روی موشکها و نشان دادن شهرکهای زیرزمینی موشکی با روح برجام و آشتی با کدخدا مغایر است!» آنها که میگویند «شعار مرگ بر آمریکا با سیاست صلح با آمریکا و دنیا و ثبات و امنیت منطقه همخوانی ندارد!» گویی آمریکا و اذنابش توبه کردهاند و در پی صلح و ثبات جهانند اما در ایران برخی با شعارشان طرح صلح و امنیت منطقهای و جهانی را نقش برآب میکنند!
عزیزان!...پس از انتخابات ۲۹ اردیبهشت چه کسی شعار انقلابی را نفی کرد؟چه کسی ابراز امیدواری کرد که در کشور ایران روزی فرا برسد که دیگر کسی شعار «مرگ بر...» داده نشود؟در همایش در تالار وزارت کشور در همین ماه خرداد۹۶! چه اتفاقی افتاد؟
مهر و مهر ورزیدن خوب است.اعتماد داشتن یک حسن است.اما با دشمن چند بار امتحان پس داده، چطور؟ با دشمنی که دشمنی ریشه داری دارد و برای رسیدن به اهدافش هر راهی را درست و مجاز میداند...؟ آیا باید با او هم از در مهر و مهرورزی و اعتماد و خشنود کردن ،وارد شد؟! این روش عقلانی است؟